مراسم استقبال از نوروز، بسيار پيش از فرا رسيدن سال نو آغاز ميشود و انگيزههاي ديني و ملي، دست به دست هم داده و به گونهاي زيبا، انتظار نوروز را با مراسم و جشنهاي متنوع و وسيع، درهم و همراه نموده است. آنچه امروزه به عنوان عيد نوروز برگزار ميگردد جشني است به ظاهر دو هفتهاي كه از اول فروردين ماه شروع شده و تا سيزدهمين روز فروردين به طول ميانجامد.
در حالي كه، دامنه مراسم و جشنهاي آن، بسيار وسيعتر از 13 روز است. صداي پاي نوروز را دست كم از دو سه هفته قبل از نوروز، ميتوان شنيد. چهارشنبهسوري، خانه تكاني، خريد وسايل نو و جايگزيني با وسايل كهنه خانه، تدارك لباس نو و وسايل هفتسين، سبزه كاشتن و زيارت اهل قبور همه بخشي و مقدمهاي بر جشن نوروز ميباشد كه قبل از شروع سال نو برگزار ميگردد. و حتي اگر به گذشته بازگرديم و آيينهاي فراموش شدهاي همچون عمو نوروز، حاجيفيروز، پنجه مسترقه و كوسهنشيني و مير نوروز و... را نيز به آن بيافزاييم، مطمئناً متوجه خواهيم شد كه نوروز بسيار گستردهتر از آن چيزي است كه امروزه وجود دارد. عيد نوروز، با چيدن سفره هفتسين نوروزي كه رازآلودهترين سنت نوروزي است آغاز گرديده و با ديد و بازديد و تبريكات و پيشكش هدايا ادامه يافته و به سيزده بدر خاتمه مييابد. از مهمترين سنتهاي نوروزي، خواني است كه در سرتاسر ايران زمين، با اشكال گوناگون، گسترده ميشود و هر كدام از اشيا نهاده بر آن نشانهاي از زندگي و بازتاب بينشي است كه انسان ايراني از محيط خود دارد. اين خوان كه اصالتش به هفت سين آن ميباشد در تمام شهرها و روستاهاي ايراني از ساعتها قبل از حلول سال نو گسترده شده و معمولاً تا پايان جشن نوروز ميهمان خانهها ميباشد. شايد به جرأت بتوان گفت كه در بين سلسله آيينهاي نوروزي، «هفتسين» رازآلودهترين و فلسفيترين سنتي است كه در پس هر «سين»ش، رازها و معرفتها نهفته است. ولي به نظر ميرسد آن را نيز بيتوجه به فلسفه وجودش، به مانند بسياري از رسوم كهن، با اطمينان به اعمال و اقوال آبا و اجدادمان، و فقط با اين توجيه كه حضور «هفتسين»، خوش يمن و نبودش بد شگون است، اجرايش ميكنيم. «هفتسين» بخش لاينفك نوروز است كه با يكديگر پيوند ناگسستني دارند. همه به نوعي هفتسين را ميستايند و نسبت به آن ارادت ميورزند: از مدتها قبل در تب و تاب تدارك وسايل سفره «هفتسين» ميافتند: سبزه مينشانند، ماهي قرمز به تنگ كرده و تهيه سمنو و سنجد و سيب و سكه و چندين سين ديگر را جز واجبات امور قرار ميدهند و آنها را ساعتي قبل از شروع سال جديد در سفرهاي كه آئينه و كتاب مقدس و شمع فروزان، صدرنشين آن هستند، با وسواسي خاص، ميچينند و حول آن را خوشيمنترين مكان برا ي شروع سال جديد ميدانند. هفت عددي است معروف، كه از ديرباز مورد توجه اقوام مختلف جهان بوده، اغلب در امور ايزدي و نيك و گاه در امور اهريمني و شر به كار ميرفته است. وجود عواملي مانند تعداد سيارههاي مكشوف جهان باستان و همچنين رنگهاي اصلي، مؤيد رجحان و جنبه ماوراء طبيعي اين عدد گرديده است. و اين امر در فرهنگ مردم ايران نيز مانند بسياري از فرهنگهاي جهان به طور برجستهاي نمايان است، به طوري كه در طول تاريخ ايران(چه پيش از اسلام و چه بعد از آن) در اعتقادات، باورداشتها، مراسم و آيينها، ادبيات و حتي صحبتهاي روزمره و عاميانه مردم و... شاهد حضور و نقش عدد هفت هستيم. تا آنجا كه ميتوان گفت، ارزش و اهميت اين عدد باعث گرديده تا بسياري از مليتها و پيروان اديان گوناگون، آداب و رسوم خود را بر پايه هفت پيريزي كرده و مدار بسياري از اعمال و آيينهاي ديني و مليشان را نظير سفره «هفتسين» بر اساس اين عدد قرار دهند. بسياري در خصوص وجه تسميه هفتسين خوان نوروزي، آن را اشارهاي بر هفت فرشته كيش زرتشتي ميدانند كه در نزد ايرانيان بسيار ارجمند و والا ميباشد و هر يك از سينهاي خوان هفتسين را نماينده يكي از اين فرشتهها ميدانند و ميگويند: هر يك از آن هفتخواني را كه ايرانيان به هنگام نوروز ميچيدند، نماينده يكي از اين هفتسپنتا(مشه سپنته/ امشاسبند) است و چون تلفظ سپنتا دشوار بوده، تنها به گفتن «هفت سين» بسنده كرده و رفته رفته «هفتسين» را در يك خوان گرد آوردند. به نظر دكتر مهرداد بهار، آيين «هفت سين» در ارتباط با تقدس هفت ستاره مؤثر، بوده است. چرا كه در گذشته گمان بر اين بوده كه اگر كسي هر هفت را در اختيار داشته باشد، نظر لطف هر هفت ستاره را به خود جلب كرده و خوشبخت ميشود. ولي در برخي نوشتهها از سفره «هفتچين» سخن رفته و در توجيه آن، اظهار ميدارند كه در روزگاري ساسانيان، قابهاي منقوش، زيبا و گرانبهايي از جنس كائولين به ايران آورده ميشد، كه بعدها به نام كشوري كه از آن ميآمد، «چيني» ناميده شد و در تغيير گويش به صورت «سيني»/ «صيني» رواج پيدا كرد. در اين دوران براي چيدن خوان نوروزي از همين ظروف منقوش بهره ميگرفتند. هفت ظرف از اين ظرفها را به نيت هفت امشاسپند، پر از نقل و قند و شيريني ميكردند و بر سر خوانهاي نوروزي ميگذاشتند و از اين رو خوان نوروزي به نام «هفت سيني» نام گرفت كه بعدها با حذف «ي» نسبت، همان «هفتسين» امروزي شد. همچنان كه در بين كويرنشينان روستاهاي يزد و خور مصطلح است كه وقتي ميخواهند در ديد و بازديد پذيرايي كنند، ميگويند: .... سيني آوريم. ولي نظريهاي با رد اين مسئله، با تأكيد بر اين موضوع كه ايرانيان باستان تماس چنداني با چين نداشتند، معتقد است كه «هفت چين» همان «هفتسين» است و تضادي بين اين دو وجود ندارد و منظور از «هفت چين» به دو معناي آن باز ميگردد: يكي اين كه هفت چيزي كه بايد بر سفره چيده شود. و ديگر به معني هفتگونه چيزي كه از درخت چيده شده باشد(هفتروييدني از كشتزار چيده شده). حتي بعضي سير تغيير «چين» به «سين» را اين گونه توجيه ميكنند كه در ايران باستان، به هنگام نوروز و فرود آمدن فروهرها از آسمان، ايرانيان هفت سفره (هفت خوان) ميچيدند و اين واژه نخست هفت چين بوده و پس از حمله تازيان، چون تازيان حرف(چ) را نميتوانستند بگويند آن را هفتسين گفتند. و نظر جالبي كه در حاشيه اين مطلب ميآيد اين است كه هفت را فراتر از معناي عددياش ميدانند و با در نظر گرفتن معنايي از «هفت» در فرهنگ ادبيات شفاهي و محاورات عاميانه مردم ايران كه به معناي «بسيار» متداول ميباشد، معتقدند «هفت چين» به معناي «بسيار بچين» است. گروهي ديگر ميگويند هفت سين در آغاز هفت شين بوده است و با قائل بودن قدمتي كهن براي آن، معتقدند در زمان ساسانيان، سفره هفتشين رواج داشته است. و رودكي سمرقندي اين هفت شين را چنين توصيف كرده است: عيد نوروزي، مردم ايران مينهادند از زمان كيان شهد و شير و شراب و شكر ناب شمع و شمشاد و شايه اندر كه با آمدن اسلام و تغيير برخي آواها در گفتار و معتقدات ديني مردم ايران، به هفت سين تبديل گرديده است. هر چند گروهي نيز با آوردن ادلههايي اين نظريه را رد ميكنند. همچنين بنا به اسناد تاريخي، يكي از اشكال «هفت سين»، «هفت قل» بوده. نقل است در زمان صفويه، بنا بر معتقدات مذهبي خود، سيني هفت قل ميساختند و بر روي آن هفت آيه از قرآن كريم را كه با كلمه «قل» آغاز ميشد، كندهكاري ميكردند. علاوه بر آن، برخي از هفتميم نيز سخن به ميان ميآورند و حتي امروز در برخي از روستاهاي فارس و خراسان سفرهاي با هفت جز كه با «ميم» شروع ميشود وجود دارد: مدني(ليمو شيرين)، مرغ، ماهي، ميگو، مسقطي، ماست و مويز. ولي آنچه امروزه در خوان نوروزي، با وجود تفاوتهاي مختصري(بر اساس ويژگيهاي اجتماعي، فرهنگي و اقليمي مناطق) به نام «هفت سين» متداول ميباشد، همان سفره هفت سيني است كه «هفت» چيز با مطلع «س» (سنجد، سيب، سبزه، سمنو، سير، سركه و سماق) هسته اصلي آن را تشكيل ميدهد و خير و بركت و زيبايي آن با حضور كتاب مقدس (مسلمانان: قرآن و زرتشتيان:كتاب اوستا)، گلاب، اسپند، سكه، آئينه، شمع، تخممرغهاي منقوش و جام آبي كه ماهي سرخي ميهمان آن است، مضاعف ميشود. جزء به جزء آرايههاي اين سفره كه بازتاب ذوق اصيل ايراني است، محتوايي بس زيباتر از ظاهرش دارد. «هفت سين» حامل معنا و مفهومي رمزگونه و تمثيلي از بينش و آرزوهاي مردم ايران است. بهترين جاي خانه، مكان گستراندن بساط هفتسين است.در رضاييه و اطراف آن، در هر خانهاي يك اتاق را به نوروز اختصاص ميدهند و مراسم سال نو را در آنجا برگزار ميكنند. در گوشهاي از اتاق وسايل چاي خوردن ميگذارند و روي سفرهاي كه وسط اتاق پهن ميكنند سنجد، كشمش، نخودچي، پسته، شيريني، سبزي، آينه، آب، گلاب، نقل، حلوا، خرما و ميوه ميگذارند و در بالاي سفره قرآن گذاشته ميشود. در بيجار، به گذاشتن شيريني، ميوه و تخممرغ رنگ كرده بسنده ميكنند كه اين تخممرغ رنگ كرده جزء اصليخوانهاي نوروزي كردستان است و به عنوان هديه نيز به كودكان داده ميشود و مقداري از غذايي را كه از شب پيش مانده در سفره ميگذارند تا وقت مردم در روز عيد به پختن غذا تلف نشود. خراسانيها در سفرهشان دو لاله يا چراغ و يا شمع افروخته و قرآن، آينه و كمي گندم ميگذارند و تخممرغي روي آينه قرار ميدهند. ظرفي از عسل و يك نان سنگك هم در گوشه ديگر سفره قرار دارد. سيني هفتسين را در وسط سفره مينهند. چند شاخه سبزي، يك نارنج، سبزه و يك بشقاب سبزي پلو و ماهي نيز در كنار سفره ميگذارند. در شيراز علاوه بر هفتسين، گذاشتن هفت ميم نيز در سفره معمول ميباشد و كنگر ماست، عسل، خرما، كره، پنير، كاهو، تخم مرغ رنگي و... نيز از ديگر چيزهاي حاضر در اين خوان ميباشد در گذشته رسم بوده كه از يكي دو هفته به نوروز مانده، اسفندفروشان دورهگرد با طبقهاي پر از اسفند رنگ شده، در محلهها به راه ميافتادند. هر خانواده مقداري اسفند، يا به اصطلاح شيرازي «بو خوش»، از اسفندفروش ميخريد و با آن سفره نوروزي خود را ميآراست.در برخي مناطق، بويژه در گذشته، در سفره نوروز خوراكيهايي چون ماست دست نخورده، برنج سفيد (پخته و گاه خام)، گوشت و غذاهاي ديگري كه نشاني از بركت و وفور نعمت و محصول داشت، ميگذاشتند. در كنار اين غذاها، نمادهاي ديگري مانند آينه، تخممرغ، سمنو، سبزه، شيريني و آب چهلياسين ميگذارند؛ يعني تركيبي از بركت و باروري. گذشته از اينها، با مطالعه فرهنگ عامه و اعتقادات عاميانه مردم ايران، به رفتارها، اعتقادات و باورهاي گستردهاي در خصوص نوروز، تحويل سال و سفره هفتسين بر ميخوريم كه تجليگاه جايگاه نوروز در بين مردم ميباشند. به عنوان مثال: - برخي، پول در دست داشتن را هنگام تحويل سال، خوشيمن ميدانند. - اگر كسي در موقع تحويل در خانه خود نباشد تا سال ديگر از خانهاش آواره خواهد بود. - كسي كه در هنگام تحويل سال و روز نوروز، لباس نو بپوشد، تمام سال از كارش خرسند خواهد بود. - موقع سال تحويل، از اندوه و غم بايد فرار كرد تا تمام سال از او غم و اندوه دور شود. - روز نوروز دارو خوردن بديمن است. - هر كس كه در اين روز شادي و خرمي بكند تا سال ديگر به او خوش خواهد گذشت. - در برخي شهرها و روستاها رسم است موقع تحويل سال، كسي كه گرممزاج است يك انگشت به ماست زده و در دهان ميگذارد و كساني كه سردمزاجاند يك انگشت شيره ميخورند تا به اعتدال روي نهند. (در آثار الباقيه نقل است كه هر كس در بامداد نوروز، پيش از آنكه سخن گويد، شكر بچشد و با روغن زيتون تن خود را چرب كند، در همه سال از بلاها سالم خواهد ماند.) - در شهر دليجان در روز سوم آش موسوم به آش سوم ميپزند تا سر رشته امورات زندگي را تا پايان سال در دست داشته باشند. - خراسانيها يك كوزه نو بر سفره ميگذارند و نارنجي در دهانه آن قرار ميدهند كه پس از تحويل سال ليواني از آن بياشامند و معتقدند كه اگر كسي به هنگام تحويل سال عسل، عرق بيدمشك، يا آبگوشت جوجه خروس بخورد، سلامت خواهد بود و مزاجش معتدل ميشود. همچنين اعتقاد دارد خوردن سنجد باعث ميشود تا آخر سال گزندي بر ايشان وارد نشود. - در شاهرود، پيش از تحويل سال، يكي از فرزندان خوشقدم خانواده با كوزهاي سبز از خانه بيرون ميرود و كوزه را پر از آب ميكند و در لحظه تحويل سال به خانه بازميگردد كه قدمش براي اهل خانه گرامي بوده و همه به او عيدي ميدهند. - در برخي خانوادههاي فردوس خراسان رسم است بعد از تحويل سال به صحرا ميروند و يك دسته علف ميآورند و به قفل يا زنجير در خانه ميبندند. با اين نيت كه تا آخر سال در آن خانه صفا و خرمي باشد. - در مازندران در گذشته(و امروزه به صورت پراكنده) رسم بوده كه بعد از تحويل سال، كسي به عنوان «مادرمه» انتخاب ميگرديد. وي با مجمعي كه در آن قرآن، آيينه، آب، سبزه و شاخههاي سبز جوان قرار داشت، وارد خانه ميشد، چهار گوشه اتاقها را آب ميپاشيد، قرآن را كنار سفره هفتسين ميگذاشت و شاخههاي سبز (درخت آلوچه)را به اين نيت كه سال سرسبز و خوش و خرمي براي خانواده باشد، جلوي در اتاق آويزان ميكرد و يا روي طاقچه اتاق ميگذاشت. - قديميها بر اين اعتقادند كه در موقع تحويل سال، زنها بايد سنجاق زيرگلويشان باشد وگرنه رشته كارهايشان گسسته ميشود. - علامت تحويل، تكان خوردن برگ سبز روي آب و يا چرخيدن تخممرغ روي آينه است. - باوري اسطوره اي ميگويد: در ميان درياي بيكران، يك ماهي شناور است كه گاوي را بر پشت دارد و زمين بر شاخ گاو نهاده است. به هنگام تحويل سال گاو زمين را از يك شاخ به شاخ ديگر مياندازد و همين موجب ميشود كه زمين لرزشي كرده و تخممرغي كه روي آينه گذاشتهاند يا برگ سبز و نارنجي كه در كاسه آب انداختهاند، ميچرخد و ماهي كه در آب است به طور عمود، بيحركت ميشود. - شمعي كه به نيت سلامتي افراد خانواده و روشناييبخشي زندگي بر آنها افروخته است، بايد تا آخر بسوزد و نبايد به آن فوت كرد چون كه عمر را كوتاه ميكند و در صورت اجبار ميتوانند با دو برگ سبز آن را خاموش كنند. در شيراز با اين اعتقاد، اگر ميخواستند شمع را خاموش كنند اين كار را با نقل و يا مسقطي انجام ميدهند. - سمنويي را كه براي سفره هفتسين تهيه ميگردد، غذايي مقدس دانسته و معتقدند نبايد موقع آماده كردن، كسي بدون وضو حضور داشته باشد. در برخي مناطق رسم است پس از پختن، سمنو را يك شب ميگذارند بماند تا حضرت فاطمه(س) نقش پنجه خود را بر آن اندازد و سمنو را متبرك كند.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت توسط سامان |