تبليغاتX
زيرذره بين - نحوه پوشش دادن برخی از اخبار مهم(مورد نیاز تمامی دانشجویان ارتباطات وخبرنگاران رسانه ها)

 
 
چه طور یک انتخابات را پوشش دهیم
انتخابات جزء آن دسته از اتفاقاتی است که از ماه‌ها قبل می‌دانید چه موقع اتفاق می‌افتد. پس می‌توانید خود را برای ‏پوشش آن از قبل آماده کنید.‏

انتخابات مثل فیلم سینمایی است،هم سناریو دارد، هم صحنه و ... شخصیت‌هایش هم مردم هستند که رای می دهند و هم نامزدها.‏

برای پوشش یک خبر به چهار عنصر احتیاج دارید که رویترز آنها را بلوک‌های خبرنویسی می‌نامد:‏

‏1. آخرین تحولات؛
‏2. نقل قول‌های طلایی؛
‏3. پیشینه و
‏4. رنگ و جزییات.‏

برای این که بدانید چه‌طور باید از این بلوک‌‌ها استفاده کنید،
اینجا را کلیک کنید.‏

در پوشش انتخابات، آخرین تحولات می‌تواند آخرین اظهار نظرهای نامزدها یا نتایج شمارش آرا باشد که به تدریج ‏اعلام می‌شود یا تعریف ماجراهایی که در جریان انتخابات رخ می‌دهد. مثلاً این که در فلان حوزه گفته می‌شود ‏تقلب شده یا فلان نامزد انصراف داد یا یک هلی‌کوپتر حامل رای‌های اخذ شده سقوط کرد و ...‏

نقل قول‌ها را گلچین کنید. اگر نامزدی وعده داده به توسعه شتاب بدهد، گفته‌ای از او را منتشر کنید که ‏درباره شتاب دادن به توسعه است.‏

از میان حرف‌های مردم هم می‌توانید نقل قول‌های خوب (طلایی) پیدا کنید. باز هم این‌جا نقل قولی را برگزینید که حال و ‏هوا و قصه انتخابات را تعریف می‌کند: «لباس گران است، گوشت گران است، دو ساعت پیاده آمده‌ام تا بگویم غذا ‏ندارم. از گرانی خسته شده‌ام.»‏

رنگ و جزییات (توصیفات درباره یک صحنه رای گیری، یک مادر پیر که لنگان خود را به صف رای دهندگان رسانده، ...) را می توانید میان مردم پیدا کنید. توصیف جزییات به گزارش و خبری که می نویسید رنگ می دهد و به آن روح می بخشد. مثلا به جای این که بنویسید مردم زیادی در انتخابات شرکت کردند می توانید به جزییاتی اشاره کنید که این موضوع را بیان می کند. مثلا بنویسید: «بسیاری از روستاییان زیر ‏باران و با گذر از کوره راه‌های پر گل و لای پای صندوق‌های رای آمدند.» یا «فلانی، 41 ساله، که به ‏چکمه‌هایش گل چسبیده بود و زیر باران خیس شده بود و در صف طولانی رای‌دهندگان ایستاده بود ... یا «زنی که ‏کودکی در بغل داشت و دست کودک دیگری را گرفته بود ...»‏

سؤال اصلی در انتخابات این است که چه کسی برنده نهایی خواهد بود. پس باید روشن کنید مردم تمایل دارند به چه ‏کسی رای بدهند.‏

چند توصیه برای این که بدانید مردم چه فکر می‌کنند:‏
‏- سعی کنید تا می‌توانید با مردم صحبت کنید. با راننده تاکسی، معلم‌ها، دکترها، شخصیت‌های روحانی، کارگرها، ‏‏...‏

از آنهایی که مایلند در انتخابات شرکت کنند بپرسید انتظار دارند بعد از انتخابات چه اتفاقی رخ بدهد و اوضاع ‏چه‌گونه شود. بپرسید موضوعات و نگرانی‌های اصلی آنها چیست. زندگی‌شان در چند سال گذشته – از انتخابات ‏قبلی به این طرف- چه‌طور تغییر کرده است؟ آیا بهتر شده یا بدتر؟ دولتی که فعلاً سر کار است چه قول‌هایی داده ‏که فکر می‌کنید نتوانسته نگه دارد؟

کار دیگر که خبرنگارها می‌توانند انجام بدهند برگزاری نشست‌های محلی است. نشست‌هایی در محله‌های مختلف ‏شهر با حضور ریش‌سفیدها، بزرگ‌ترهای محله و افراد محل که شغل‌های مختلف دارند و از طبقات مختلف ‏اجتماع هستند. در این نشست‌ها می‌توانید همان سؤال‌هایی را بپرسید که در بالا اشاره شد و بحث راه بیندازید.‏

گاه حتی از صحبت‌های همین آدم‌ها خبر و حرف‌های گفتنی در می‌آید و بر اساس آن گفته‌ها می‌توانید خبر یا ‏گزارش‌هایی را تنظیم کنید. سعی کنید در این جلسات یکی از افراد محله هدایت نشست را بر عهده بگیرد و شما از ‏نشست گزارش تهیه کنید.‏

‏- سعی کنید تا می‌توانید از پایتخت دور شوید و با مردمی از گوشه و کنار کشور هم صحبت کنید. حواستان باشد، ‏فقط دور و وری‌ها، همسایگان و همکاران شما نیستند که در انتخابات شرکت می‌کنند.‏

‏- بد نیست دو یا سه نفر از اعضای تحریریه را به روستاها بفرستید و میز گردهایی را که در بالا اشاره شد آن جا ‏برپا کنید. هرچه دورتر بروید بهتر است.‏

‏- هرچه با طیف وسیع‌تری از مردم صحبت کنید بهتر می‌توانید در گزارش‌های خود نشان بدهید که فضای ‏انتخابات چه‌گونه است و چه اتفاقی دارد می‌افتد.‏

‏- همچنین می‌توانید به صورت گزینشی از طبقات مختلف اجتماع آدم‌هایی را انتخاب کنید و با آنها درباره انتخابات ‏و نظراتشان صحبت کنید. نتیجه این صحبت‌ها می‌تواند در قالب یک خبر ارایه شود.‏

‏- به زنان توجه ویژه داشته باشید. زنان نیمی از جمعیت را تشکیل می‌دهند و گاه همگی چه محافظه‌کار یا ‏اصلاح‌طلب به کسی رای می‌دهند که در سخنرانی‌های انتخاباتی‌اش اعلام کرده از حقوق آنان دفاع می‌کند.‏

‏- حواس‌تان به سالخورده‌ها هم باشد.‏

‏- حواس‌تان به جوان‌ها هم باشد، به خصوص در ایران که اکثریت جمعیت را تشکیل می‌دهند.‏

‏- در مورد نظرسنجی‌ها هم باید حواستان جمع باشد. نظرسنجی‌ها خیلی مواقع اشتباه از آب در می‌آیند، چون مردم ‏در زمان نظرسنجی هنوز تصمیم نگرفته‌اند.‏

کار دیگری که باید انجام دهید این است که تلاش کنید نامزدها و رقیب‌های اصلی را مشخص کنید و تا می‌توانید بر ‏صحنه انتخابات نور بتابانید. ‏

گام به گام با انتخابات:‏

گام اول: پیش از انتخابات
قبل از برگزاری انتخابات – از یکی دو روز پیش – می‌توانید مطالبی را منتشر کنید که رویترزی‌ها به آن پیش ‏پرده (‏Curtain_raiser‏) می‌گویند.‏

پیش‌پرده (‏Curtain_raiser‏)‏
زمانی پیش‌پرده می‌نویسید که بخواهید اتفاق بزرگی را که از قبل می‌دانید چه موقع رخ می‌دهد پوشش دهید. مثلاً ‏انتخابات ریاست‌جمهوری، شروع دادگاهی بین‌المللی – مثلاً دادگاه صدام – و غیره.‏

پیش‌پرده صحنه را نمایان می‌کند و به شما می‌گوید در نمایشی که قرار است فراد یا پس‌فردا برگزار شود در ‏انتظار دیدن چه چیزهایی می‌توانید باشید.‏

در یک پیش‌پرده همچنین می‌توانید صحنه‌های دراماتیک تکان‌دهنده‌ای را شرح بدهید که انتظار می‌رود رخ بدهد. ‏

پیش‌پرده همچنین پیشینه و اطلاعات پیرامونی می‌دهد. مثلاً درباره اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی یک ‏کشور. ‏

در نوشتن پیش‌پرده سعی کنید تا جایی که می‌توانید برای اطلاعاتی که استفاده می‌کنید منبع داشته باشید. همچنین ‏اگر تحلیلی به کار می‌برید این تحلیل باید بر اساس اطلاعات موثق باشد.‏

آنچه باید در پیش‌پرده انتخابات بنویسید

سناریو را شرح دهید
مثلاً دولت به وعده‌های خود عمل نکرده، گرانی بیداد می‌کند و مردم به دنبال تغییر هستند و آیا مردم موفق ‏می‌شوند دولت دیگری را روی کار بیاورند. باید سعی کنید گره اصلی داستان را پیدا کنید و تلاش کنید تا آن را در ‏طول انتخابات گره‌ ‌گشایی کنید. ‏

در انتخابات شوراها در ایران شاید یک گره این باشد: با وجود انتقادهایی که بر محافظه‌کارها وارد است، آیا آن‌ها ‏باز هم رای خواهند آورد؟ شما می‌توانید تلاش کنید در خبرهایی که می‌نویسید به این سؤال پاسخ بدهید.‏

‏(توجه داشته باشید، تحلیل درباره این که کدام طرف در انتخابات پیروز می‌شود ممکن است شما را در دام ‏غرض‌ورزی بیندازد و از بی‌طرفی دور کند. پس بهتر است تحلیل‌ها را بر اساس اطلاعات موثق بنویسید و ‏پیش‌بینی‌ها را در دهان منابع مختلف بگذارید و از خودتان حرفی نزنید که بعداً نتوانید از آن دفاع کنید.)‏

صحنه انتخابات را روشن کنید
مثلاً فضای انتخابات تا چه اندازه داغ است. برای مثالً نظرسنجی‌ها می‌گویند باید دنبال نتایج تنگاتنگی بود. ‏انتخابات یعنی رقابت و هرچه این رقابت فشرده‌تر باشد شما می‌توانید خبرهای داغ‌تری بنویسید. باید قصه رقابت ‏را با آب و تاب تعریف کنید. یکی از اساتید رویترز می‌گوید، «رقابت یعنی گوشتِ خبر.»‏

نامزدها چه کسانی هستند، قبلا چه‌کاره بوده‌اند و چه وعده‌هایی داده‌اند. وقتی نامزدها را معرفی می‌کنید اگر درباره ‏آن‌ها اطلاعات غیر متعارف دارید حتما به آن اشاره کنید تا آنچه می‌نویسید جذاب‌تر شود. مثلاً این که یکی از ‏نامزدها قبلا فوتبالیست بوده یا ...‏

این که واجدان شرایط چند نفر هستند، چند صندوق رای وجود دارد، تبلیغات و میتینگ‌های انتخابی و ... ‏


سعی کنید دعوای دو رقیب اصلی را توضیح دهید
مثلاً فلانی دنبال اقتصاد بازار آزاد است، اما رقیب او می‌گوید ... ‏

درباره وضعیت کلی کشور یا مشکلاتی که نامزدها، وعده می‌دهند و می‌خواهند آن را حل کنند کمی پیشینه بدهید:‏
مثلا آمار مربوط به فقر، شاخص‌های توسعه مثل درآمد ناخالص ملی و ...‏

درباره نحوه برگزاری انتخابات توضیح بدهید
مثلاً اگر نامزدها اکثریت آرا را نیاورند، انتخابات به دور دوم کشیده می‌شود یا اگر رقیب اصلی با اختلاف کمی ‏پیروز شود. ممکن است دولت ائتلافی تشکیل بشود و به نظر می‌رسد در این دولت فلان حزب و فلان حزب ‏حضور داشته باشند و ...‏


مثال برای پیش‌پرده

انتخابات زامبیا، 2001‏
ناگهان، دمکراسی در زامبیا شکفته می‌شود
نوشته هنری ای. کوون
تاریخ: 27 دسامبر، 2001‏
منبع: نیویورک تایمز


لوساکا، زامبیا، 26 دسامبر – زامبیا که به نظر می‌رسید تا آغاز سال داشت سکندری خوران دوباره به آغوش ‏حکومت استبدادی باز می‌گشت، حالا چنان‌که انتخابات سراسری نشان می‌دهد، که پنج‌شنبه برگزار می‌شود، سوار ‏بر موج تکثرگرایی شده است.‏

یازده نفر نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری هستند و قابل توجه این که شش نفر از آن‌ها شانس پیروزی دارند. مجلس ‏هم ممکن است قاپ زده شود. [کنترل آن به دست یکی از نامزدها بیفتد.]‏

همین هشت ماه پیش، رییس‌جمهور فردریک چیلوبا رزمایشی راه انداخته بود تا قانون اساسی را به نحوی تغییر ‏دهد که بتواند برای بار سوم هم در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت کند. او اولین بار در 1991 رییس‌جمهور شد ‏و به 27 سال حکومت رییس‌جمهور کِنِت کائوندا، رهبرجنبش استقلال علیه بریتانیا پایان داد که تا سال 1991 که ‏اجازه برگزاری انتخابات داد نظامی تک حزبی را حکم‌فرما کرده بود.‏

اما مخالفتی سراسری علیه این که چیلوبا برای بار سوم در انتخابات شرکت کند بالا گرفت و سرانجام بسیاری از ‏مشاوران رییس‌جمهور، که برخی خودشان بدشان نمی‌آمد رییس‌جمهور شوند، او را تنها گذاشتند. او در ماه مه ‏عقب‌نشینی کرد.‏

تعدادی از وزاری رانده شده، که یکی از رییس‌جمهورهای پیشین رهبری‌شان می‌کرد، همان موقع هم گام‌هایی را ‏برای تشکیل حزبی سیاسی برای مبارزه با چیلوبا و جنبش دولتی او برای استقرار دموکراسی چندحزبی برداشته ‏بودند. احزاب دیگر هم پشت سرِ هم سردرآوردند.‏

در پی تضعیف حزب رییس‌جمهور که یکی از علل آن خروج اعضای کابینه بود و با جلب شخصیت‌های مطرح ‏سیاسی توسط حزب مخالف، خیلی سخت می‌شود نتیجه انتخابات را حدس زد. (هر کسی که بیشترین رای را به ‏دست آوَرَد، بدون این که انتخابات دوباره برگزار بشود، برنده نهایی اعلام می‌شود حتی اگر در یک حوزه پررای، ‏نامزد پیشرو درصد کمی از کل آرا را به دست آورده باشد.)‏

برنده هر کسی که باشد، به نظر می‌رسد با مجلسی سرسخت و پر جنب و جوش رو در رو خواهد بود. حزب ‏رییس‌جمهور بر مجلس حاکم است و نظارت کمی بر خود رییس‌جمهور دارد، اما حالا امکان دارد احزاب مختلف ‏تعداد قابل توجهی از کرسی‌های مجلس را به دست بیاورند.‏

‏"داریم به قلمرویی ناشناخته وارد می‌شویم، اما این به نفع مملکت خواهد بود،" دکتر چیله‌شه ال. مولِنگا، ‏رییس موسسه تحقیقات اقتصادی و اجتماعی در دانشگاه زامبیا می‌گوید. "رییس‌جمهور راهی ندارد جز آن که [با ‏احزاب دیگر] وارد معامله بشود."‏

اگر چه زامبیا با در نظر گرفتن همسایگانش مثل آنگولا، کنگو و زیمبابوه کشوری آرام و با ثبات تلقی می‌شود، اما ‏فقر و فساد گریبانش را گرفته و نشانه‌های کمی وجود دارد که رهبری ده ساله چیلوبا در این بخش کاری پیش برده ‏باشد.‏

درآمد سرانه سالانه فقط 231 دلار است و بنا بر سازمان جهانی خواربار 83 درصد از جمعیت ده میلیونی فقیر ‏است. صنعت مس تلاش می‌کند تا پس از سال‌ها سوء مدیریت خود را بازسازی کند و اوضاع کشاورزی همچنان ‏نابسامان است.‏

در یک رده‌ ‌بندی جهانی که تلاش می‌کند درجه فساد را در کشورهای مختلف اندازه‌گیری کند سازمان شفاف‌سازی ‏بین‌المللی زامبیا را یکی از بدترین کشورها می‌داند و آن را در کنار کشورهایی مثل نیجریه، پاکستان و روسیه ‏قرار داده.‏

فساد بر روند انتخابات هم سایه انداخته است، تا آنجا که مقداری غذا و پول نقد پخش شده تا رای جمع شود. ‏کریستین لوندامبویو مونالولا، رییس اجرایی دفتر زامبیای سازمان شفاف‌سازی بین‌المللی می‌گوید، "نمی‌شود آدم به ‏دهکده‌ای برود به زنی بگوید ده هزار کواچا [واحد پول زامبیا] را نپذیر وقتی که آن‌ها سه روز است غذا ‏نخورده‌اند. این مبلغ می‌شود چیزی حدود 2.5 دلار.‏

در مورد مسایلی مثل فساد، ایدز و فقر، نامزدها وعده‌های فراوانی داده‌اند، اما حرف‌های کمی درباره راه‌های ‏اجرایی این وعده‌ها زده شده. در نتیجه مشخص نیست نتیجه این انتخابات چه‌قدر بتواند تغییر ایجاد کند.‏

در فهرست نامزدهای ریاست‌جمهوری سه معاون رییس‌جمهور چیلوبا هم حضور دارند. کریستین تمبو از جامعه ‏خواستار دموکراسی و توسعه جدیدترین‌شان است که تا ماه مه یعنی وقتی از کابینه و حزب رییس‌جمهور رانده شد ‏این سمت را در دست داشت. اخراج او در پی آن رخ داد که او و دو مشاور دیگر رییس‌جمهور گفتند تمایل دارند ‏در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت کنند.‏

گدفری میاندا، که زمانی دومین معاون رییس‌جمهور بود و کمی پیش هم وزیر آموزش او، پس از آن که اخراج شد ‏حزب میراث را بنیان گذاشت.‏

بعد از این‌ها، لوی مواناواسا، وکیلی که معاون اول رییس‌جمهور بود و در اعتراض به فساد استعفا داد قرار دارد. ‏مواناواسا که رییس‌جمهور او را گلچین کرده و به عنوان رهبر حزب طرفدار رییس‌جمهور در انتخابات شرکت ‏می‌کند، اوایل نامزدی به نظر می‌آمد که رای نیاورد، اما به خاطر برخورد با خراب‌کاری‌های حزب کلی شهرت ‏به هم زده است.‏

یکی از نامزدهای دیگر، مایکل ساتا یکی از مزدوران قدیمی مورد اعتماد رییس‌جمهور است که حالا به یکی از ‏منتقدان سرسخت او تبدیل شده است. بن مولا، یکی از ثروتمندترین مردان کشور، ریاست حزب جمهوری‌خواه را ‏برعهده دارد، که سال گذشته آن را راه انداخته است. اندرسن مازوکا، یک تاجر موفق هم که معادن زامبیا را در ‏دست دارد در انتخابات شرکت کرده است.‏

و صحنه بدون کاوندا چه‌طور خواهد بود؟ کنت کاوندا نه، اما پسرش تی‌لی‌ینجی. رهبری حزب زمانی مخوف ‏اتحاد ملی برای استقلال پدرش را بر عهده داد. به نظر می‌رسد کاوندای جوان تلاش می‌کند تا پا جای پای برادر ‏بزرگش وزی بگذارد که دو سال پیش کشته شد.‏



گام دوم: روز انتخابات
شاید بشود روز اول انتخابات را روز سردرگمی خبرنگارها نامید. خبرهای جورواجور از همه طرف روان است. ‏رییس‌جمهور در مراسمی خود به پای صندوق رای رفته و پس از رای‌گیری پیامی صادر کرده. انتخابات در کل ‏کشور در جریان بوده. نامزدها پیام‌های خود را صادر کرده‌اند. گفته می‌شود در برخی از شعبات درگیری پیش ‏آمده. یکی از نامزدها می‌گوید در فلان شعبه تقلب شده و این گونه خبرها تا شب و حتی روزهای بعد سرازیر ‏است.‏

نکته: درباره نوشتن ادعای تقلب حواس‌تان جمع باشد: حتماً (یعنی صد در صد) منبع خود را ذکر کنید و ادعای ‏تقلب را به نقل از منبع بنویسید. در برخی از کشورها ادعای تقلب در انتخابات در صورتی که قاطی بوق تبلیغات ‏مخالفان دولت بشود ممکن است ناآرامی‌ها، تظاهرات و حتی تظاهراتی خشونت‌آمیز را به دنبال داشته باشد – مثل ‏اتفاقی که در خیلی از کشورهای شوروی سابق رخ داد و آخرینش اوکراین بود. نامزدی که ادعا می‌کند تقلب رخ ‏داده اغلب پیروز میدان نیست و بدش نمی‌آید حتی انتخابات دوباره برگزار بشود. شما باید ادعای او را بنویسید. اما ‏این را هم بنویسید که «او ادعا می‌کند» و تلاش کنید تا نظر ناظران انتخابات را هم داشته باشید تا خبرتان «تعادل» ‏داشته باشد.‏

اگر می‌خواهید بیشتر درباره تعادل در خبرنویسی بدانید
اینجارا کلیک کنید.‏

اگر یک نامزد شاکی می‌گوید قصد دارد تقاضای برگزاری مجدد انتخابات بکند، باید به اختصار برای خوانندگان ‏توضیح بدهید که فرآیند برگزاری انتخابات مجدد چه‌گونه است. آیا تاکنون برگزاری انتخابات مجدد سابقه داشته یا ‏آیا اصلاً محتمل است یا خیر.‏

در صورتی که قضیه تقلب بالا بگیرد، به هر حال باز هم باید حواستان جمع باشد در خبری که راجع به ناآرامی‌ها ‏می‌نویسید اصل خبر یعنی انتخابات فراموش‌تان نشود و آخرین تحولات راجع به شمارش آرا، مقداری پیشینه و ‏رنگ بیاورید.‏

تلاش کنید در روز انتخابات دو چیز را بفهمید: ‏

آیا انتخابات به طور گسترده برگزار شد؟ ‏
آیا انتخابات سالم برگزار شد؟

جواب این دو سؤال را باید در خبری که روز انتخابات تهیه می‌کنید بگنجانید.‏

اگر برای خبرگزاری کار می‌کنید، باید خبرتان را در طول روز به روز کنید و هر بار بر اساس آخرین تحولات. ‏اما - یادتان نرود - هر بار با گنجاندن همه بلوک‌های خبرنویسی یعنی:‏

‏1. آخرین تحولات؛
‏2. نقل قول‌های طلایی؛
‏3. پیشینه و‏
‏4. رنگ و جزییات.‏

آخرین تحولات
درگیری در یک شعبه اخذ رای،
اظهار نظرهای یک نامزد که مثلا می‌گوید در یکی از شعبات تقلب شده،
و بیانیه دولت که رای‌گیری را تمدید می‌کند،

هر کدام از این‌ها می‌تواند آخرین تحولی باشد که در قالب خبری جدید البته باز به همراه نقل قول‌های طلایی، ‏پیشینه و جزییات و رنگ روی خط فرستاده شود.‏

آخرین خبر روز می‌تواند یک جمع‌بندی (‏wrap-up‏) از اتفاقات کلیدی روز باشد. این که مثلاً رای‌گیری تمام شد، ‏انتخابات گسترده بود، در نهایت انتخابات آرام برگزار شد و ... ‏

اگر برای روزنامه کار می‌کنید کارتان سخت‌تر می‌شود؛ چون از تمام چیزهایی که در طول روز دیده و شنیده‌اید ‏باید فقط یک گزارش خبری بنویسید.‏

تصور کنید شما را به زامبیا اعزام کرده‌اند تا انتخابات ریاست‌جمهوری آن کشور را پوشش بدهید. روز انتخابات ‏روزنامه از شما می‌خواهد یک خبر 600-700 کلمه‌ای درباره رای‌گیری بنویسید. این خبر را با در نظر گرفتن ‏موارد زیر تهیه کنید:‏
‏- اخبار مربوط به آخرین تحولات، مثل این که ناظران انتخابات اعلام کردند انتخابات آرام برگزار شد یا انتخابات ‏گسترده بود.‏
‏- پیشینه‌ای که از قبل درباره زامبیا و اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، ... این کشور تهیه کرده‌اید.‏
‏- اطلاعات و پیشینه‌ای که از هر کدام از نامزدها در اختیار دارید.‏
‏- جزییاتی که در مراکز رای‌گیری مشاهده کرده‌اید یا تصاویری که از تلویزیون دیده‌اید.‏
‏- نقل قول‌های طلایی که در گفت‌وگو با مردم جمع کرده‌اید یا از نامزدها دارید.‏
‏- مراسم شرکت رییس‌جمهور در انتخابات.‏
‏- پیش‌پرده‌ای که قبلاً تهیه کرده‌اید.‏

نکاتی که باید قبل از نوشتن خبر به خاطر داشته باشید:‏

ساختار خبر
نکته: باید قبل از نوشتن خبر کلی فکر کنید.‏

تا وقتی که تصمیم نگرفته‌اید کدام اطلاعات را در لید بگنجانید، از چه نقل قول‌ها و کدام بخش از پیشینه‌ها استفاده ‏کنید، کار نوشتن خبر را شروع نکنید. تصمیم بگیرید که قصد دارید چه چیزی را در خبرتان بگنجانید. اطلاعات، ‏نقل قول‌ها، جزییات و پیشینه مورد نیاز را انتخاب کنید.‏

یک‌سره این سؤال را از خود بپرسید، «خب، که چی؟»، «آیا آوردن این اطلاعات برای شرح ماجرا حیاتی ‏است؟» یک‌سره این سؤال را از خود بپرسید، «آیا برای خواننده مهم است؟» «آیا با این ملاطی که جمع کرده‌ام ‏می‌توانم به درستی بگویم امروز در انتخابات چه گذشت؟»‏

همه چیز را به هم ببافید
از نقل قول‌هایی که دارید به جا استفاده کنید. سعی کنید به خبری که می‌نویسید روح ببخشید و ابعاد دراماتیک آن ‏را افزایش دهید. درباره اقتصاد، اوضاع سیاسی اخیر، نکات و ماجراهای کلیدی کشور، هر جا لازم بود، پیشینه و ‏توضیحات بدهید. ‏

مطمئن شوید اطلاعات اصلی را در خبر گنجانده‌اید: تعداد رای‌دهندگان، اطلاعات درباره نامزدهای اصلی، نقل ‏قول‌های کلیدی. ‏

بعد همه این اجزا را در هم ببافید.‏

در نوشتن خبرهای سخت، پایان خبر زیاد مهم نیست. کم اهمیت‌ترین اطلاعات را پایین خبر بگنجانید. مهم این ‏است که تک تکِ پاراگراف‌های معنا داشته باشد و کامل باشد. اگر یک نقل قول به تنهایی قابل فهم نیست، ‏توضیحات را همان جا اضافه کنید، نه در پایان خبر.‏

اگر تمایل دارید بیشتر بدانید که چه طور باید اجزا را در هم ببافید،
اینجارا کلیک کنید.‏

خبری را که نوشته‌اید ادیت کنید
نه یک بار، بلکه چند بار. برای این که آنچه نوشته‌اید شفاف باشد، به لحاظ دستوری صحیح باشد، غلط دیکته‌ای ‏نداشته باشد و روان باشد، خبری را که نوشته‌اید دوباره و دوباره بخوانید.‏

لید خبر شروع رای‌گیری
‏«زامبیایی‌ها امروز صبح صف‌های طولانی تشکیل دادند تا به نامزدهای ارجح ریاست‌جمهوری خود در یکی از ‏تنگاتنگ‌ترین انتخابات این کشور که در چهار دهه اخیر برگزار می‌شود رای دهند، به امید این که در نظام ‏کشوری رنجور از فقر، فساد و ایدز تغییر ایجاد کنند.»‏

دقت کنید در لید بالا علاوه بر آخرین تحولات (این که زامبیایی‌ها به پای صندوق‌های رای رفتند) پیشینه و ‏اطلاعات پیرامونی (در یکی از تنگاتنگ‌ترین انتخابات این کشور در چهار دهه اخیر)هم وجود دارد تا اهمیت این ‏رای گیری مشخص شود و خب که چی و اهمیت خبر هم مشخص شده است (به امید این که در نظام کشوری که ‏از فقر، فساد و ایدز رنج می‌برد تغییر ایجاد کنند).‏

لیدهایی که امروز در رویترز نوشته می‌شود حدود 35 کلمه است و گاه تا 40 کلمه. در فارسی که نسبت به زبان ‏انگلیسی ایجازش کم‌تر است، می‌شود تا 45 و گاه 50 کلمه هم لیدها را کش داد.‏

اگر می‌خواهید درباره لید بیشتر بدانید،
اینجا را کلیک کنید.‏

نکته
‏- گزارش خبری روز انتخابات باید پر از جزییات، رنگ و نقل قول‌های طلایی باشد. باید خوانندگان را به پای ‏صندوق‌های رای ببرید و به آنها بگویید آن‌جا چه طور جایی بود و چه گذشت. یک نقل قول خوب از دهان ‏رای‌دهنده‌ها می‌تواند به خبری که می‌نویسید روح بدهد. بنویسید فلان جا که احتمال درگیری زیاد بود صلیب سرخ ‏هم آمده بود و بساط کمک‌های اولیه خود را پهن کرده بود. جای دیگر چون برق رفته بود صف‌های طویل تشکیل ‏شده بود. در شعبه رای گیری فلان شهرستان چون فرآیند اخذ رای کند پیش می‌رفت رای‌دهنگان ناراضی درها را ‏شکستند و داخل سالن اخذ رای شدند.‏

‏- روز انتخابات حواس‌تان باشد آیا در جایی تنشی، درگیری یا تقلب رخ داده یا نه. حواس‌تان باشد که به هر حال ‏دارید یک مواجهه را پوشش می‌دهید و جزییات می‌تواند کاری کند تا خبری جذاب و خواندنی بنویسید.‏

‏- شاید نیازی نباشد تعداد صندوق‌های اخذ رای را بنویسید، اما حتما اشاره کنید احتمال می‌رود چه موقع نتیجه ‏رای‌گیری مشخص بشود.‏

‏- اطلاعات مربوط به نامزدهای مطرح را ، این که چه وعده‌هایی داده‌اند و قبلا چه‌کاره بوده‌اند دوباره بیاورید. ‏

‏- همچنین یادتان باشد باید قصه انتخابات و گره‌ها را هم همچنان دوباره توضیح بدهید.‏

‏- یادتان باشد خبر اصلی از همان اول صبح که مردم پای صندوق‌های رای می‌روند این است که می‌خواهند بدانند ‏برنده انتخابات چه کسی خواهد شد. و این همان موضوعی است که شما باید سعی کنید پرده از آن بردارید. در ‏نتیجه هر اطلاعاتی دارید که می‌تواند به حل این سؤال کمک کند آن را در همه خبرهایی که می‌نویسید بگنجانید. به ‏این ترتیب، اگر نظرسنجی یا تحلیلی وجود دارد که چه کسی برنده انتخابات خواهد بود، آن‌را بیاورید. ‏
فقط حواس‌تان باشد، تا می‌توانید پیش‌بینی‌ها را در دهان منبع بگذارید تا بتوانید راهی برای دفاع از خود داشته ‏باشید. ‏

گام سوم: روز بعد از انتخابات‏
نوشتن درباره نتایج انتخابات
اولین خبر درباره نتایج انتخابات می‌تواند با ادعای برخی از نامزدها که از همان لحظه خود را برنده اعلام می‌کنند ‏یا با شروع شمارش آرا آغاز شود.‏

اولین نکته
گول اعداد را نخورید. گاهی در یک شهرستان یا حتی بیشتر شهرستان‌های کشور یک نامزد بیشتر رای می‌آورد. ‏اما این هنوز به این معنا نیست که او برنده انتخابات است؛ چون ممکن است او در شهرستان‌های کم جمعیت‌تر ‏اکثریت آرا را به دست آورده باشد و در کل کشور رقیب او رای بیشتری کسب کرده باشد. در آوردن اعداد ‏وسواس به کار ببرید و دقیق باشید. در ضمن، نیازی نیست، ریز اعداد رای‌های اخذ شده از تک تکِ صندوق‌های ‏رای را در خبر بگنجانید، به خصوص بالای خبر از آوردن اعداد پرهیز کنید.‏

در این جور موارد، تا جایی که امکان دارد خودتان را عقب بکشید و تلاش کنید تا از بالا تصویر را ببینید، نه فقط ‏گوشه‌ای از آن را.‏

اگر می‌خواهید درباره استفاده از اعداد بیشتر بدانید
اینجارا کلیک کنید.‏

دومین نکته:‏
گول ادعاها را هم نخورید. اغلب نامزدها با اتکا به نتایج یک شهرستان یا یک شهر خود را برنده نهایی کشور ‏اعلام می‌کنند. شما باید ادعاهای آن‌ها را بنویسید، اما این را هم اضافه کنید که شمارش آرا هنوز تمام نشده یا آن ‏شهرستان تنها بخش کوچکی از کل کشور را نمایندگی می‌کند و هنوز باید منتظر نتایج نهایی آرا شد. بگویید تنها ‏تعداد خیلی محدودی از آرا شمارش شده است.‏

چند نکته برای نوشتن خبر روز بعد از انتخابات و روزهای پس از آن‏
‏- حواس‌تان به خبر اصلی باشد. فراموش نکنید که خبر همچنان انتخابات و نتیجه آن است. همچنان باید توضیح ‏بدهید که آخرین نتایج چیست، کدام نامزد فعلاً جلو افتاده، چند درصد آرا شمرده شده و این را باید همان بالای خبر ‏توضیح بدهید.‏

‏- سعی کنید از نقل قول‌های طلایی تازه استفاده کنید – مثلاً از گفته‌های یک نامزد که نشستی خبری داشته. رنگ و ‏جزییات هنوز هم پیدا می‌شود، مثلاً جلوی یکی از ستادهای تبلیغاتی هواداران یک حزب دارند پایکوبی می‌کنند یا ‏در یک ستاد تبلیغاتی دیگر همه از خستگی از پا در آمده و روی زمین ولو هستند. پیشینه یادتان نرود. عناصر ‏اصلی خبر را تعریف کنید: نامزدهای اصلی چه کسانی بودند. انتخابات تا چه اندازه گسترده بود. آیا آرام برگزار ‏شد یا با درگیری. رقابت بین چه کسانی تنگاتنگ بود. اگر فلان نامزد برنده شود، چه اتفاقی می‌افتد و اگر رقیب او ‏برنده شود چه اتفاقی می‌افتد.‏

‏- اگر نتیجه رسمی هنوز اعلام نشده این را بنویسید و اضافه کنید که احتمال می‌رود چه موقع نتیجه رسمی ‏انتخابات اعلام بشود.‏

گام چهارم: روزهای بعد از انتخابات

گاه ممکن است شمارش آرا چند روزی طول بکشد و گاه ممکن است برخی از صندوق‌ها دوباره شمرده شوند. ‏

کار اصلی شما در روزهای بعد از انتخابات این است که موضوع را برای خوانندگان هم‌چنان جذاب نگه دارید. ‏اتفاقات و ‏Action‏ را با ذکر جزییات و رنگ در بالای خبرهایی که می‌نویسید بیاورید: ‏

در مورد انتخابات زامبیا چند ‏action‏ خوب در روزهای بعد از انتخابات به ترتیب زیر بود:‏
‏- هزارها نفر از مردم لوساکا در حمایت از برگزاری مجدد انتخابات به خیابان‌ها آمدند.‏
‏- قاضی چیتنگی که وظیفه داشت بررسی کند آیا در انتخابات تقلب شده یا نه، در پی هجوم مردم به دفترش، مجبور ‏به فرار شد.‏

نقل قول‌های طلایی هم در این مرحله خوب به کار می‌آیند. باز این نقل‌قول‌ها می‌تواند اظهارات نامزدها، یک مقام ‏دولتی درگیر یا مردم باشد.‏

در حالی که این خبرهای پرaction‏ را می‌نویسید یادتان باشد خبر اصلی را همچنان از دست ندهید: آخرین نتایج به ‏دست آمده از رای‌گیری. این که نتیجه بالاخره کی اعلام می‌شود. نامزدها چه می‌گویند، پیشینه انتخابات، ...‏

توصیه مجدد: جزییات، رنگ، نقل قول‌های طلایی را با پیشینه و آخرین تحولات درآمیزید و بلوک‌های خبرنویسی ‏را در هم ببافید.‏

نکته:‏
‏1. نیازی نیست در ریز آمار و ارقام مربوط به رای‌گیری خود را گرفتار کنید. به جای این که بنویسید آرای ‏جمع‌آوری شده در 21 هزار 123 شعبه از 60 هزار 706 شعبه شمارش شدند، بنویسید حدود دو سوم آرا شمارش ‏شده و فلانی جلو است و فلانی در جای مثلاً دوم قرار گرفته است. 15 میلیون و 753 هزار رای از ... رای ‏شمارش شده. بنویسید چند درصد از واجدان شرایط در انتخابات شرکت کرده‌اند تا مردم راحت بتوانند درک کنند ‏انتخابات تا چه اندازه پرشور بوده است. ‏

زمانی که شمارش آرا تمام می‌شود می‌توانید اعداد را با اعداد دوره قبل مقایسه کنید تا مشخص شود نسبت به دوره ‏قبل حضور در انتخابات چه‌طور بوده است.‏

‏2. همچنین نیازی نیست تلاش کنید تا فرآیندی را که تا مشخص شدن آرا باید طی شود به تفصیل در خبر خود ‏بنویسید. این فرآیند را می‌توانید در یک یا حداکثر دو جمله توضیح بدهید. ‏

حواس‌تان باشد، در این مرحله وظیفه شما این است که خبر را جذاب و خواندنی نگه دارید
 
pp
اخبار فوری را چطور پوشش بدهیم؟
بیشتر خبرهایی که تازه رخ داده‌اند، با نوشتن یک هشدار (‏Alert‏) منتشر شده و پیروی آن یک خبر فوری ‏‏(‏Urgent‏) نوشته می‌شود. بعد هم چند تا خبر تکمیلی(‏Update‏) اضافه می‌شود.‏
pp
 
‏ ‏
Alert

هشدار که به آن ‏خبر سر ضرب (‏Snap‏)‏ هم گفته می‌شود سریع‌ترین محصولی است که رویترز تولید می‌کند.‏

هشدار:‏
‏- تا 80 حرف است که شامل فاصله‌های بین کلمات نیز می‌شود. البته می‌توانید به خاطر شفافیت تا 100 حرف هم ‏آن‌را کش ‏بدهید. [در فارس می‌تواند تا 120 حرف هم باشد.]‏
‏- در انگلیسی هشدار را با حروف بزرگ می‌نویسند‎ ‎‏(‏Capital_Letters‏)‏.‏
‏- باید منبع خبر داشته باشد.‏
‏- در زمان حال نوشته می‌شود.‏

هشدار به خواننده‌ها اطلاعات می‌دهد و جزییات اصلی ماجرا را در اختیار می‌گذارد. زمانی یک هشدار نوشته ‏می‌شود که پیش‌بینی کنید ممکن است خبری که در دست دارید مثلا روی بازار سهام یا تصمیمات مخاطبان‌تان ‏تاثیر ‏بگذارد یا آن خبر در سطح جهانی [در ایران در سطح ملی] ارزش داشته باشد. فکر کنید دارید یک تیتر بلند ‏‏می‌نویسید که منبع را هم در آن می‌آورید. ممکن است برخی از خبرها به چند تا ‏هشدار‏ نیاز داشته باشند. ‏‏تصمیم‌گیری درباره این که چه چیزی خبر است در زمانی که قصد دارید یک هشدار بنویسید مهم است. با ‏بی‌موقع ‏نوشتن ‏هشدار ارزش شان را زیر سؤال نبرید. شفافیت در این نوع خبر حیاتی است و منبع نویسی دقیق همچنان ‏باید ‏رعایت بشود. تنها زمانی می‌توانید منبع خبر را حذف کنید که ‏هشدار‏ درباره نتایج یک نشانگر اقتصادی باشد ‏‏که مدام منتشر می‌شود یا اتفاقی که از قبل قرار بوده رخ دهد. از کلمات ساده روزمره استفاده کنید و افعال ‏معلوم ‏در زمان حال. از آوردن زبان تخصصی یک حوزه که ممکن است برای همه قابل فهم نباشد پرهیز کنید. ‏می‌توانید ‏از عبارت‌های اختصاری که شناخته شده هستند استفاده کنید.‏
هشدارها به مخاطبان از جزییات کلیدی و حساس می‌گویند.‏
مثال:‏

کمپانی ‏ZX PLC‏ می‌گوید، آزمایشات پزشکی نشان می‌دهد تدفلاکس سرخ [یک داروی گیاهی سنتی] می‌تواند به ‏‏مداوای سرماخوردگی کمک کند.‏

خبر فوری (‏Newsbreak‏)‏

‏ وقتی خبری داغ است یا پشت یک ‏هشدار‏ می‌آید، خبر پیرو در قالب یک ‏خبر فوری‏ (که به آن ‏Urgent‏ هم ‏‏می‌گویند) روی خط می‌رود.‏

در ‏خبر فوری‏ به اطلاعات جدید مقداری پیشینه و اطلاعات پیرامونی اضافه می‌شود تا آن ‏اطلاعات معنادار بشود. ‏‏خبرهای فوری اغلب باید کلمه ‏فوری را در تیتر همراه داشته باشند. اما ‏اگر قرار است‏ صرفا به عنوان اولین خبر ‏از یک سلسله اخبار باشد، می‌توان کلمه ‏فوری آن‏ را ‏در تیتر حذف کرد.‏

هر ‏هشدار، یا ‏خبر فوری‏ باید کد خبری خود را داشته باشد و هر آنچه روی خط می‌رود باید روی خط بماند ‏و خبر ‏جدید نباید جایگزین خبرها یا ‏هشدارهای پیشین بشود.‏

اگر خبری آن‌قدر مهم نیست که مثلا روی بازار سهام تاثیر بگذارد، اما به هر حال باید سریع‌تر از خبرهای عادی ‏‏روی تلکس برود، می‌توان با یک ‏خبر فوری‏ خبر را شروع کرد و ظرف 30 دقیقه اولین ‏خبر تکمیلی‏ را روی ‏خط ‏فرستاد.‏

بیشترِ ‏خبرهای فوری از دو پاراگراف فراتر نمی‌روند. تنها در صورتی سه ‏پاراگراف بنویسید که اطلاعات تان ‏پیچیده باشد و به پیشینه، اطلاعات پیرامونی و یک نقل قول ‏کلیدی نیاز داشته باشد. در این صورت ‏این خبرها‏ نباید ‏از 100 کلمه فراتر برود. در صورتی که در انبار پیشینه‌تان اطلاعات مربوط به این اخبار را دارید می‌تواند خبر ‏فوری تان را بلندتر بنویسید. البته در صورتی که مهلت زمانی بین ‏هشدار‏ ‏و خبرفوری‏ را از دست ندهید.‏

سرعت حیاتی است. هدف‌تان باید این باشد ظرف حداکثر ده دقیقه پس از ‏هشدار، خبر فوری‏ را روی خط ‏بفرستید.‏

ذکر اطلاعات پیرامونی و توضیح ماجرا در تمام ‏خبرهای فوری‏ حیاتی است.‏

هشدارها به مخاطبان از جزئیات کلیدی و حساسی می‌گویند.‏

اگر پس از نوشتن یک ‏خبر فوری‏ هنوز مطالبی دارید که تمایل دارید آن را روی خط بفرستید، سریع یک ‏خبر ‏تکمیلی‎‏ بنویسید. اگر می‌توانید همان تیتر و لید را استفاده کنید و مطالب جدید را پایین خبر بیاورید.‏

اگر خبر فوری همه چیز را به خوبی پوشش داده باشد نیازی نیست تمام جزییاتی را که در سلسله‌ای از هشدارها ‏آمده در یک خبر فوری زیر هم بچینید.‏

محتوای ‏خبر فوری

خبر فوری باید عناصر زیر را داشته باشد:‏

‏- اطلاعات اصلی، منبع خبر، توضیح وضعیت (مثلا: رئیس شرکت ‏IBM‏ در یک نشست خبری) و عنصر زمان.‏

‏- «خب که چی؟» خبر را توضیح بدهد. خبر را در قالب اطلاعات پیرامون آن خبر توضیح بدهید. ‏باید قصه خبر ‏را تعریف کنید، اهمیت آن را برجسته کنید، آن را مقایسه کنید، و اگر واکنشی به آن وجود دارد ‏آن واکنش را در ‏همان ‏خبر‏ بیاورید.‏

‏- یک نقل قول رسمی ارجح است، اما اگر چنین نقل قولی ندارید، نیازی ندارد خبر را نگه دارید و آن را روی خط ‏‏نفرستید.‏

‏- در مواقعی که خبر طی یک برنامه از قبل پیش‌بینی شده رخ داده (مثلاً سفر رییس‌جمهوری به کشوری دیگر یا ‏‏برپایی جشنواره‌ای سینمایی) خبرنگارها باید از قبل پیشینه‌آماده کنند، از قبل به سراغ منابع بروند و از آن‌ها ‏درباره ‏نتایج آن اتفاق نظرخواهی کنند. باید درباره مثبت و منفی بودن ماجرا نقل قول‌هایی از قبل داشته باشید. ‏حواستان ‏باشد، وقتی از این نوع نقل قول‌ها استفاده می‌کنید باید اضافه کنید که فلانی «قبل» از برپایی نشست ‏گفت، ...‏

مثال:‏

خبر فوری: شرکت ‏ZX‏ می‌گوید، تحقیقات مداوای سرماخوردگی به نقطه خوبی نزدیک شده است

لندن، آگوست 7 (رویترز) – والکن سان بارستر رئیس شرکت ‏ZX Plc‏ دوشنبه گفت که تحقیقات پزشکی این ‏‏شرکت انگلیسی برای پیدا کردن راهی برای درمان ویروس سرماخوردگی زتا نتایج خوبی داشته است.‏

‏«ما هنوز در مورد استفاده از این دارو برای مداوای ویروس سرماخوردگی زتا محتاط هستیم، اما فاز دوم ‏آزمایشات با ‏استفاده از تِدفلاکس سرخ نتایج خوبی داشته است. همه چیز خوب به نظر می‌آید،» این را سان بارستر ‏‏طی بیانیه‌ای پس از اعلام نتایج تحقیقات شش ماهه شرکت گفت.‏



خبر تکمیلی (‏The Update‏)‏
‎ ‎
خبر تکمیلی دوباره نویسی خبر اولیه است. در خبر تکمیلی باید آخرین تحولات، واکنش‌ها، ‏اطلاعات پیرامونی و ‏‏توضیحات، تحلیل و پیشینه به هم بافته بشود. عبارت «خبر تکمیلی» در تیتر می‌آید. اولین خبر تکمیلی با عنوان ‏‏‏«خبر تکمیلی 1» متمایز می‌شود و به همین ترتیب «خبر تکمیلی 2،» ...‏

خبر تکمیلی باید کد خبری خودش را داشته باشد و خبر تکمیلی جدید نباید جایگزین خبر تکمیلی پیشین ‏بشود.‏

خبر تکمیلی 1 که پس از ‏خبر فوری‏ نوشته می‌شود نباید بیشتر از 200 کلمه یا بیشتر از پنج یا شش ‏پاراگراف ‏باشد، مگر این که مطالبی از پیش نوشته شده در آن گنجانده شده باشد. خبر تکمیلی 1 باید حداکثر 30 ‏دقیقه پس از ‏‏خبر فوری‏ به دست مخاطبان برسد. اگر موضوع خبر مهم است و ممکن است خبرهای تکمیلی ‏بعدی هم روی خط ‏بروند، آن خبرها نباید بیشتر از 600 کلمه باشند.‏



مثال

خبر تکمیلی 1- سهام شرکت ‏ZX‏ به خاطر امید به درمان سرماخوردگی اوج می‌گیرد

‏(در این خبر تحلیل و نقل قول اضافه شده است.)‏

پنی ورت‏

لندن، 7 آگوست (رویترز) – سهام شرکت داروسازی انگلیسی ‏ZX Plc‏ دوشنبه پس از آن که این شرکت اعلام ‏‏کرد آزمایشات جدید پزشکی‌اش با استفاده از یک گیاه درمانی به نام تدفلاکس ممکن است منجر به درمان سرما ‏‏خوردگی بشود 25 درصد اوج گرفت.‏

سهام این شرکت به رغم درآمدهای نه چندان زیاد همیشگی، به خاطر امکان مداوای ویروس سرماخوردگی زتا ‏که ‏در آستانه هزاره جدید میلادی عامل بیماری عالم‌گیر سرفه و عطسه بوده از مرز 10.50 پوند گذشت.‏

‏«ما هنوز در مورد استفاده از این دارو برای مداوای ویروس سرماخوردگی زتا محتاط هستیم، اما فاز دوم ‏آزمایشات با ‏استفاده از تِدفلاکس سرخ نتایج خوبی داشته است. همه چیز خوب به نظر می‌آید،» این را سان بارستر ‏‏طی بیانیه‌ای پس از اعلام نتایج تحقیقات شش ماهه شرکت گفت.‏

درآمدهای شش ماهه اول شرکت ‏ZX‏ تا 30 ژوئن بدون کسر مالیات 302 میلیون پوند و تقریباً نسبت به دوره ‏قبلی ‏که به 293 میلیون پوند رسیده بود تغییر زیادی نکرده. آمارهای فروش 12 درصد رشد داشت و به ‏‏1.27 میلیارد ‏پوند رسیده بود و سود سالانه سهام دو پنس بود.‏

همین 18 ماه پیش، شرکت ‏ZX‏ 300 میلیون پوند برای خرید شرکت هلندی گراس گرون پرداخت و کار را روی ‏‏گیاه درمانی تدفلاکس سرخ، که یک داروی سنتی است و برای درمان سرما خوردگی استفاده می‌شود، آغاز کرد.‏

مانکس شیرواتر تحلیل‌گر امور پزشکی در موسسه کارگزاری تورن گراس‌تِر گفت این خبر مثل یک بمب ‏است. ‏‏«همه دیگر باور کرده‌اند که سان باستر به هر چه دست بزند طلا می‌شود. اگر آن‌ها از نتایج آزمایش ‏تدفلاکس ‏راضی هستند پس حاضرند تمام زندگی خود را روی آن بگذارند،» شیرواتر گفت.‏

خبرهای تکمیلی پیرو

همین طور که یک خبر پا می‌گیرد (بر آخرین تحولات آن اضافه می‌شود)، می‌شود آن را تکمیل کرد و یک خبر ‏‏تکمیلی را روی خط فرستاد. مثلا خبر تکمیلی – شاه تایلند 2، خبر تکمیلی – شاه تایلند 2، ...‏

بد نیست زیر خط تیتر یک جمله اضافه شود که در خبر تکمیلی جدید چه چیزهایی افزوده شده است. (مثلا: ‏در ‏پاراگراف سوم نقل قول‌های شاه آمده است.)‏

خبر تکمیلی همیشه باید شامل آخرین اطلاعات و تحلیل‌ها باشد. به یاد داشته باشید: وقتی خبر تکمیلی ‏می‌نویسید ‏ممکن است آخرین اطلاعاتی که به دست آورده‌اید مهم‌ترین اطلاعات نباشد. می‌توانید این اطلاعات را ‏کنار ‏اطلاعاتی بگذارید که در لید آورده‌اید یا لید را دست نخورده باقی بگذارید و اطلاعات را جایی پایین‌تر در ‏خبر ‏بیاورید. اگر لید همچنان مهم‌ترین خبر را می‌رساند و هنوز نسوخته (هنوز آخرین خبر است)، ‏نیازی ندارید لید را ‏تغییر بدهید.‏

خبرهای تکمیلی باید اطلاعات خبرهای قبل را در خود جا بدهند. این باعث می‌شود دبیران مطمئن باشند که ‏بخشی ‏از محتوای خبر حذف نشده و همچنین بتوانند اشتباهات خبرهای قبلی را اصلاح کنند. باید تمام ‏ملاطی که مثلا در ‏خبر تکمیلی 2 آمده در خبر تکمیلی 3 هم آورده شود و همین طور الی آخر.‏

همه خبرهای تکمیلی باید کد خبری خودشان را داشته باشند. خبرهای تکمیلی نباید جایگزین خبر فوری‏ ‏شوند. ‏
اما خبرهای تکمیلی می‌توانند جایگزین خبرهای تکمیلی پیشین خود بشوند. در پایان روز آنچه روی خط باقی ‏‏خواهد ماند، ‏هشدار‏ (در صورتی که ‏هشداری‏ نوشته شده باشد)، ‏خبر فوری‏ (یا اولین خبر) و آخرین ‏خبرتکمیلی ‏است به اضافه تحلیل‌ها و غیره.‏

شماره بندی خبرهای تکمیلی با پایان روز تمام می‌شود و اغلب خبرهای بعدی دوباره از نیمه شب با ارسال یک ‏‏خبر معمولی(‏Spot_Story‏) آغاز می‌شود و به دنبال آن دوباره یک خبر تکمیلی 1 فرستاده می‌شود و به همین ‏‏ترتیب الی آخر. ‏

البته تصمیم درباره فرستادن سری دوم خبرهای تکمیلی به شرایط بستگی دارد و اگر خبری یازده شب رخ ‏داد، ‏شاید بهتر باشد شماره بندی خبرهای تکمیلی ادامه پیدا کند.‏

برنامه پوشش اخبار(‏The skedline‏)‏
‏ بیشتر به درد دفاتر خبرگزاری‌ها و خبرنگارهایی می‌خورد که خارج از مرکز کار می‌کنند]‏

به دبیر خود یا به مرکز خبرگزاری اطلاع بدهید که قصد دارید خبر را به چه ترتیبی با خبرهای تکمیلی خود ‏‏پوشش بدهید. مثلا بگویید که قصد دارید یک تحلیل بفرستید، یا درباره یکی از چهره‌های اصلی یک گزارش از ‏شخص بنویسید. ‏Skedline‏ را می‌توانید روی خط بفرستید تا مشتری‌های خبرگزاری آگاه بشوند که ‏موضوع ‏خبری روز چیست و آن‌ها باید منتظر چه چیزهایی باشند. اما در عین حال ‏این برنامه‏ به دبیران شما هم ‏کمک ‏می‌کند تا بفهمند که شما قصد دارید خبر را چه‌طور پوشش بدهید.‏

پروسه ‏هشدار، ‏خبر فوری‏ و ‏خبر تکمیلی‏ که به عمق یک خبر می‌رود برای این طراحی شده تا ‏بتوانیم اطلاعات ‏را سریع به مخاطبان منتقل کنیم. در مورد خبرهایی که بنا بر یک تقویم زمانی رخ ‏می‌دهند، مثلا نشستی خبری یا ‏اعلام نشانگرهای اقتصادی و سخنرانی‌ها باید خودمان را از قبل آماده کنیم. ‏

نکته

‏- تا جایی که می‌توانید از قبل پیشینه و ‏اطلاعات پیرامونی خود را‏ بنویسید. وقتی خبری رخ می‌دهد کاری که ‏می‌ماند این است که ‏لیدی برای آن بنویسید و یکی دو نقل قول اضافه کنید و پیشینه و ‏اطلاعات‏ را به آن پیوند ‏بزنید.‏

‏- دبیران در بسیاری از موارد می‌توانند به نوشتن خبرهای تکمیلی کمک کنند و دست خبرنگار را باز بگذارند ‏که ‏در حوزه به دنبال اطلاعات جدید باشد.‏

‏- برای پوشش اتفاقات مهم تعداد خبرنگارها را دو برابر کنید. مثلاً برای پوشش یک سخنرانی مهم که از تلویزیون ‏‏پخش می‌شود. به این شکل خبرنگارها می‌توانند به یکدیگر در نوشتن ‏هشدار ها، ‏خبرهای فوری و خبرهای ‏‏تکمیلی کمک کنند.‏

‏- بی جهت خبرها را تکه تکه نکنید. بیشتر خبرهای سلسله‌ای (سریال‌وار) شامل یک ‏ خبر ‏اصلی ‏‏(‏Trunk_story‏) هستند که هر وقت نیاز باشد با افزودن یک خبر تکمیلی تکمیل می‌شوند. نیازی نیست بعد ازهر ‏‏خبر فوری‏ یک خبر تکمیلی بنویسید، مگر آن که واقعا خبر یا اطلاعات جدید و متفاوتی به دست آورده باشید.‏

‏- همیشه با ارسال ‏برنامه پوشش اخبار‏ یا گفت وگو با دبیران به آنهااطلاع دهید که قصد دارید خبرهای تکمیلی ‏ارسال کنید.‏
pp
فصل اول، كالبدشكافي يك خبر:‏ پوشش خبري سقوط يك هواپيما
تلويزيون‌هاي دفتر لوس‌آنجلس آسوشيتدپرس روشن بودند؛ آن‌ها هميشه ‏روشن هستند، بيشتر به اين علت كه مبادا ايستگاهي اتفاقی را ‏گزارش بدهد كه آسوشيتدپرس خبری از آن نداشته باشد، يا مبادا ‏هلي‌كوپترهاي شبکه‌های تلويزيوني كه بر فراز كاليفرنياي جنوبي ‏چرخ مي‌زنند با صحنه‌ای روبرو بشوند که آسوشیتدپرس از آن بی‌خبر ‏باشد. « نوارِ "خبر جديد" پشت سر هم بر صفحه تلويزيون‌ها ظاهر ‏مي‌شوند، اما معمولا خبرها مربوط به تصادفی جزئی يا چیزی شبیه به ‏آن است.» اين را جان آنتژاك دبير خبر و یکی از گزارش‌گرهای ‏آسوشیتدپرس مي‌گويد كه اواخر بعدازظهر آخرين روز ژانويه 2000 ‏ميلادي مسئوليت دفتر لوس‌آنجلس آسوشيتدپرس را بر عهده داشته است.‏
pp
 

ناگهان، چيزي بر صفحه شبكه تلويزيوني كي‌آي‌بي‌سي نظر آنتژاك را جلب كرد و او صداي تلويزيون را زياد كرد. اداره هواپيمايي فدرال خبر از سقوط يك هواپيما داده بود. او با دقت گوش فرا می‌دهد. خودش مي‌گويد، "خبر سر راست بود، منبع آن مشخص بود، لغت‌هاي دوپهلو مثل 'فكر مي‌كنيم' يا 'در حال بررسي هستيم' در كار نبود." آنقدر خبر وجود داشت، كه بتوانیم خط تلکس را با زنجیره‌ای از اخبار دنباله‌دار پر كنيم.


در آن‌موقع ساعت 4:53 دقيقه بعدازظهر بود. اولین خبر چنین مخابره شد.


 


اي‌ام-سي‌اي — سقوط هواپيما، 28


لوس‌آنجلس (اي‌پي) — يك بوئينگ 737 هواپيمايي آلاسكا دوشنبه در شمال غربي لوس‌آنجلس در پروازي از پوئرتو والارتای مكزيك سقوط كرد، [شبكه تلويزيوني] كي‌اي‌بي‌سي گزارش داد.


ادامه دارد


اي‌ام-سي‌اي — سقوط هواپيما، تكميل يك، 34


[شبكه تلويزيوني] كي‌اي‌بي‌سي گفت هواپيما در 27 مايلي شمال غربي فرودگاه بين‌المللي لوس‌آنجلس سقوط كرده است.


تلويزيون كي‌سي‌اي‌ال از هلي‌كوپتر بالاي پوينت موگو گزارش داد كه يك لكه بزرگ روي آب ديده مي‌شود.


 


آنتژاك نگاهي به دور و بر انداخت. اگر مي‌شد گفت كه چه موقعي از روز براي سقوط يك هواپيما مناسب است - كه البته هيچ‌گاه مناسب نيست - آن موقع روز بهتر از هر وقت ديگري بود. تقريبا تمام افراد تحريريه حضور داشتند؛ بيشتر شيفت صبحي‌ها هنوز بودند و شيفت عصری‌ها هم داشتند مي‌آمدند. او مي‌گويد، "شما مي‌توانيد در يك زمان، مطلب بنويسيد، خبر را روي خط تلکس بفرستيد و دستورات را سر بچه‌ها فرياد بكشيد.


"فرياد كشيدن با توجه به وجود فناوري‌هاي مدرن زياد پيشرفته به نظر نمي‌آيد، اما صداي بلند ابزار بسيار موثري است تا در يك دفتر بزرگ همه را وادار كنيد هر كاري را زمين بگذارند و سوار داستان خبري اصلي بشوند."


اولويت اول: اداره هواپيمايي فدرال را پيدا كنيد و تاييد گزارش تلويزيون را بگيريد. آنتژاك تماس‌هاي تلفني را به لوئين لوتا و جان راجرز سپرد. شعبه بخش اقيانوس آرام اداره هواپيمايي فدرال از لوس‌آنجلس به سياتل نقل مكان كرده بود و آنتژاك بنا بر تجربه مي‌دانست كه دسترسي به آنجا سخت است.


با همان نفسي كه هنوز كاملا بيرون نداده بود، كن پيترز و سندي وب را عازم محل سقوط هواپيما كرد. پيترز دبير ورزشي دفتر لوس‌آنجلس آسوشيتدپرس است. آنتژاك مي‌گويد، "لحظه‌اي كه فرياد زدم يك هواپيما سقوط كرده، پيترز از جايش برخاسته و آماده حركت بود."


"اين همان عكس‌العملي است كه من به دنبالش می‌گردم."


تنها مشكل اين‌حا بود كه آنتژاك دقيقا نمي‌دانست آنها كجا مي‌روند. گزارش‌هاي اوليه محل دقيق سقوط را مشخص نمي‌كرد و در واقع سقوط هواپيما را 10 مايل دورتر از محل اصلي آن گزارش كرده بودند.


آنتژاك مثل ساير افراد در دفتر لوس‌آنجلس آسوشيتدپرس، تجربه خوبي در پوشش خبر سقوط هواپيماها دارد. يك بار در سال 1986 در كريتوس يك هواپيماي هواپيمايي ايرومكزيكو سقوط كرد. يك هواپيماي دي‌سي- 9 با يك هواپيماي خصوصي كوچك برخورد كرد و بدون هيچ كنترلي در يك محله مسكوني سقوط كرد كه كشته شدن 15 نفر روي زمين و 64 سرنشين دو هواپيما را به دنبال داشت. خبر سقوط لحظه‌اي به تحريريه آسوشيتدپرس رسيد كه آنتژاك در يك زنگ تفريح در جايي نه چندان دور از محل سقوط به سر مي‌برد.


آنتژاك مي‌گويد، "زمانی كه خدمات‌رساني نيروهاي امداد هنوز درست برقرار نشده، امدادرسانان سرگرم مهار آتش هستند و هنوز موانع عبور و مرور و مثل آن چيده نشده است. در چنین مواقعی می‌توان خیلی راحت وارد دایره داخلی شد.


"اين تجربه به من ياد داده كه شما بايد خود را سريع به محل برسانيد، تا بتوانيد بخشي از دايره داخلي باشيد، تا بتوانيد به افراد اصلي دسترسي پيدا كنيد. افرادي كه از فيلترهاي دولتي گذشته‌اند، و ذهنشان با چه بگوييم و چه نگوييم پر شده، به درد شما نمي‌خورند. اساسا آنچه شما نياز داريد دسترسي به اين افراد است. براي همين واكنش سريع حياتي است. نمي‌توانيد همين‌طور بنشينيد و درباره اين بحث كنيد كه چه اتفاقي خواهد افتاد. اين را مي‌توانيد زماني روشن كنيد كه يكي در راه باشد و دستورالعمل‌ها را تلفني به گوش او و ديگران برسانيد."


ديگري سقوط يك پرواز هواپيمايي پاسيفيك ساوت‌وست از لوس‌آنجلس به سانفرانسيسكو بود كه در سال 1987 سقوط كرد. يك كارمند ناراضي به اعضاي كابين خلبان تيراندازي كرد كه باعث شد هواپيما يك شيرجه 23 هزار پايي بزند. آنتژاك به خاطر مي‌آورد، "با تماس‌هاي پي‌در‌پي تلفني از دفتر، خيلي زود از اداره هواپيمايي فدرال اين خبر را گرفتيم، كه در كابين خلبان تيراندازي شده است.


"در حالت عادي وقتي به فاجعه‌هاي بزرگ اين‌چنيني فكر مي‌كنيد، تصور اول اين است كه مدت‌ها طول خواهد كشيد كه از ميان قراضه‌هاي به جا مانده علت سقوط مشخص شود. اما آن سقوط به من ياد داد كه اين امكان وجود دارد آدم خيلي زود از موضوع اصلي سردرآورد، اين كه پيام‌هاي بسياري بين برد پرواز و فرودگاه در جريان است. پيام‌هايي كه شما به عنوان يك مسافر از آن‌ها بي‌اطلاع هستيد."


با در دست داشتن اين آموخته‌ها، آنتژاك افراد خود را مامور كرد تا تماس‌هاي تلفني برقرار كنند. ديگران مثل ميل دوآرموند گزارشگر، سو كراس رئيس دفتر و جرج گراتيس معاون رئيس دفتر، در كنار آن‌ها – با مراكز امداد اضطراري تماس مي‌گرفتند. راجرز تائيد اداره هواپيمايي فدرال را به دست آورد؛ اولين ليد خبري ساعت 5:02 دقيقه بعدازظهر نوشته شد. يك خط مستقيم بين اداره هواپيمايي فدرال و مطبوعات به راه افتاد. و وظيفه لوتا اين شد كه تمام عصر را پشت ميز تحريرش به گوش دادن بولتن‌هاي خبري بگذراند.


آنتژاك دو نفر را به فرودگاه بين‌المللي فرستاد. يك نفر براي هر بخش، كه تمام رفت‌ها و آمدها تحت پوشش قرار داده شوند. تا ساعت 5:10 دقيقه ليد ديگري روي خط نرفت. ليد دوم زماني روي خط رفت كه مشخص شده بود، كه اصلا قرار نبود اين پرواز در لوس‌آنجلس فرود بيايد. هواپيما راه خود را به سمت سان‌فرانسيسكو مي‌پيموده است و از آنجا به سياتل. در همان زمان، يكي از سخنگويان فرودگاه اولين سرنخ علت سقوط را در اختيار گذاشت. هواپيما كمي قبل از سقوط خبر از نقص فني داده بود و از فرودگاه لوس‌آنجلس تقاضاي فرود كرده بود.


اكنون بايد پاي دفاتر آسوشيتدپرس در سان‌فرانسيسكو و سياتل نيز به ميان كشيده مي‌شد كه گزارش‌گرهاي خود را راهي فرودگاه‌هاي اين شهرها كنند. بدون شك خانواده‌هاي مسافران هواپيما در اين فرودگاه‌ها جمع بودند. در همين حال، اعضاي تحريريه بايد روي بعد «نقص فني» خبر كار مي‌كردند. چه نوع هواپيمايي سقوط كرده بود؟ پرونده ايمني پرواز آن به چه گونه بوده است؟چه اشتباهي احتمال مي‌رود كه رخ داده باشد؟


آنتژاك مي‌گويد، «شما چند كار را در يك آن انجام مي‌دهيد.»او داشت خبر را مي‌نوشت، آن‌را مخابره مي‌كرد، وظايف را تقسيم مي‌كرد. "خيلي از كارها به اين خلاصه مي‌شود كه الان چه كسي روي خط تلفن است؟ و سؤال به وجود آمده اين است كه چه كسي را مي‌شود با تلفن پيدا كرد؟"


ابتدا تصور مي‌رفت كه هواپيما در ساحل سانتا مونيكا سقوط كرده باشد. اما خيلي زود مشخص شد كه محل سقوط هواپيما در شهرستان كانتي در شمال سانتا مونيكا بوده است. آنتژاك با سيندي وب تماس مي‌گيرد و با تعيين مسير مجدد از او مي‌خواهد به همراه مات فوردال به فرودگاه برود. آنتژاك از كن پيترز خواست تا در جاده ساحلي رانندگي كند: "اين يكي از چيزهايي است كه شما هيچ‌وقت نمي‌توانيد تصور كنيد كه در انتظار ديدن چه چيزي هستيد. در واقع جاده ساحلي روي آب قرار گرفته است."


جف ويلسون گزارشگر درست همانجا زندگي مي‌كرد، در آكسنارد؛ استيو لوپر ديبر اداري به خانه‌اش تلفن كرد. او كسي بود كه قرار بود نامش بالاي خبر بيايد.


اين ليد كمي بعد در ساعت 5:44 دقيقه بعدازظهر مخابره شد:


 


اي‌ام-سي‌اي — سقوط هواپيما، ليد چهارم، 32


آكسنارد، كاليفرنيا (اي‌پي) — يك بوئينگ 737 هواپيمايي آلاسكا با 70 سرنشين پس از ارسال گزارشاتي درباره نقص فني روز دوشنبه در شمال غربي لوس‌آنجلس در اقيانوس آرام سقوط كرد.


ادامه دارد


 


اي‌‌ام-سي‌اي — سقوط هواپيما، ليد چهارم، تكميل يك، 127


هلي‌كوپتر گشت ساحلي، هواپيماي پ-3 نيروي درياي و قايق‌هاي دايره بزرگي از تكه‌پاره‌ها را كه در تلاطم امواج پونت موگو غوطه‌مي‌خورد، درنورديدند. نشاني از بازماندگان ديده نشد.


پرواز 261 از پوئرتو والارتا، مكزيك، به سانفرانسيسكو و سياتل گزارش داده شد كه در ساعت 3:45 دقيقه بعدازظهر در 20 مايلي شمال غربي فرودگاه بين‌المللي لوس‌آنجلس سقوط كرده است، ميچ باركر، سخنگوي ناحيه‌اي سازمان هواپيمايي فدرال در سياتل گفت.


"در حال حاضر دارند دنبال بازماندگان مي‌گردند، "گارد ساحلي سروان جين رينكه گفت. "يك ميدان بزرگي از تكه‌پاره‌ها مي‌بينند، اما اين همه چيزي است كه از آن‌ها شنيده‌ايم."


مدير اجرايي اداره هواپيمايي فدرال سينتيا امري گفت 65 مسافر و پنج خدمه در هواپيما بوده‌اند.


ادامه دارد


 


اي-سي‌اي — سقوط هواپيما، ليد چهارم، تكميل خبر، دو، 146


هواپيما قصد فرودگاه بين‌المللي فرانسيسكو را داشت، سخنگوي فرودگاه ران ويلسون گفت.


ويلسون گفت خدمه پرواز نقص فني را گزارش كرده بودند و مي‌خواستند در فرودگاه لوس‌آنجلس فرود بيايند.


"رادار نشان مي‌دهد كه هواپيما از ارتفاع 17 هزار پايي سقوط كرده و بعد از صفحه رادار محو شده است، "ويلسون به تلويزيون كي‌آراوان در سانفرانسيسكو گفت.


گروه‌هاي تحقيق و تفحص از ساعت حدود 5"30 دقيقه به ايستگاه ساحلي آكسنارد رسيدند.


پوئترو والارتا يك استراحتگاه تفريحي در ساحل اقيانوس آرام مكزيك است.


هواپيمايي آلاسكا يك شركت هواپيمايي پرطرفدار است كه در مسيرهايي در كرانه‌هاي غربي و به مقاصدي در مكزيك و كانادا پرواز مي‌كند.


اين هواپيمايي بيش از 80 هواپيما دارد كه شامل مدل‌هاي مختلفي از بوئينگ‌هاي رده 737 و همچنين ام‌دي-80 مي‌شود.


در اواخر سال 1998، نرخ متوسط پرواز هواپيماهاي هواپيمايي آلاسكا 7،6 سال بود كه جوان‌ترين هواپيمايي كشور به حساب مي‌آمد، بنا به گفته‌هاي هواپيمايي.


هواپيمايي آلاسكا در سال 1998 13.1 ميليون مسافر جابه‌جا كرد.


 


ويلسون تازه پس از پشت سر گذراندن يك روز كاري كه ساعت 5:30 صبح شروع شده بود، به خانه رسيده بود. ميگرني مرگ‌آور داشت و لحظه‌اي كه تلفن زنگ زد، روي مبل وارفته بود. افسار سردردش را به دست گرفت، پريد توي ماشين و خود را به ايستگاه گارد ساحلي رساند. به خوبي مي‌دانست كه هواپيما در آب سقوط كرده است و "من هيچي نخواهم ديد."


سخنگوي گارد ساحلي منتظر رسيدن يك آدميرال از لانگ بيچ بود و اطلاعاتي را در اختيار گزارش‌گرها قرار نمي‌داد. تمام قايق‌هاي گشت‌زني بندر به سمت محل سقوط هواپيما حركت كرده بودند. ويلسون كه 26 سال گذشته را براي خبرگزاري يونايتد پرس اينترنشنال و آسوشيتدپرس كار كرده است، مي‌گويد، "من آن‌قدر در اين كسب و كار بوده‌ام كه بدانم هر طور شده بايد خودم را به آن‌جا برسانم."


ويلسون به مقرهاي گارد ساحلي و گشت ساحلي، سيسكوس لندينگ، مركزي براي ماهي‌گيري ورزشي و تماشاي وال‌ها رفت. تقاضاي اجاره يك قايق كرد. تنها يك قايق هنوز در دسترس بود. قايقي با نام رنجر 45 كه يك گروه خبري از برنامه تلويزيوني "ديت‌لاين ان‌بي‌سي" آن‌را به 1500 دلار كرايه كرده بود.


ويلسون با تهيه كننده برنامه "ديت‌لاين" صحبت كرد. به او گفت، ببين، شما دنبال سوژه براي برنامه‌تان هستيد. براي من اين يعني يك خبر تازه. من بايد هرطوري شده به آنجا برسم.


يك معامله جوش خورد. آسوشيتدپرس 700 دلار پرداخت تا بتواند قايق را با ان‌بي‌سي شريك شود. ويلسون و عكاس آسوشيتدپرس سوار قايق شدند. و راه افتادند. 45 دقيقه طول مي‌كشيد تا به محل سانحه برسند. ويلسون مي‌گويد، "قايق‌سواري 10 مايلي در دريايي با عمق 15 تا 20 فوت، در دريايي بيكران. هوا وحشتناك سرد بود." خورشيد غروب كرده بود.


در همين حال در دفتر، تلويزيون‌هاي محلي از هلي‌كوپترهاي‌شان در حال پخش صحنه سقوط بودند. جان راجرز صحنه‌ها را تماشا كرد و چند پاراگراف توصيف صحنه در اختيار آنتژاك گذاشت.


آنتژاك به ياد مي‌آورد، "همان لحظه متوجه مي‌شديد، كه ابعاد آن تكان‌دهنده بود. آنچه روي آب شناور بود قابل شناسايي نبود. همه چيز كاملا درب و داغون بود. چيزي بيشتري هم تقريبا نمي‌شد گفت. هيچ چيزي ديده نمي‌شد كه شما بتوانيد آنرا را تشخيص بدهيد يا اين كه تكه‌اي از هواپيما نمايان باشد. تقريبا همانجور به چشم مي‌آمد كه اقيانوس پس از يك طوفان بزرگ به چشم مي‌آيد همان‌طور كه همه تكه‌پاره‌ها در پشت كانال‌هاي آب جمع مي‌شوند."


كن پيترز به مقر گارد ساحلي در بندر چنل ايلند رسيد؛ او در آنجا قصد داشت، نقل قول‌ها و اطلاعات مقامات را جمع‌آوري كند و به دفتر آسوشيتدپرس برساند. دفتر واشنگتن آسوشيتدپرس نيز دست به كار شد و اطلاعاتي را از اداره هواپيمايي فدرال و شوراي ملي ايمني حمل و نقل جمع‌آوري كرد.


تعداد مسافران هواپيما در طول شب، در پي شمارش بهتر شركت هواپيمايي تغيير كرد. سرانجام اين شمارش روي 88 ايستاد. همگي به دنبال پيشينه هواپيما و شركت هواپيمايي بودند.


اكنون جريان توليد خبر لحظاتي فروكش كرده بود. براي آنتژاك فرصتي بود كه قدمي بيرون بگذارد و وضعيت را بررسي كند. "بعضي وقت‌ها بايد گشت بزنيد و گاهي با تك‌تك گزارش‌گرها درباره آنچه به دست آورده‌اند، صحبت كنيد. آن‌ها شايد اطلاعاتي داشته باشند كه بسيار مهم باشد، اما اهميت آن‌را درك نكرده باشند."


براي مدتي آنتژاك همه ليدها را نوشت. اما در طول شب گزارش‌گرها نوبتي خبر را نو مي‌كردند. و آنتژاك در نقش اديتور خبرها را اديت مي‌كرد و روي خط مي‌فرستاد.


در مورد مدل هواپيماي سقوط كرده سردرگمي وجود داشت. ابتدا اداره هواپيمايي فدرال گفت كه هواپيما يك بوئينگ 737 بوده است، اما آنتژاك كه در حوزه هواپيمايي كار كرده بود، اين موضوع او را تعجب‌زده كرده بود. زماني كه سال‌ها قبل شركت بوئينگ شركت مك‌دانل داگلاس را خريد، او فكرش را كرده بود كه ممكن بود روزي بوئينگ 737 با مدل هاي شبيه به خود يعني با ام‌دي-هشتادها كه توسط شركت مك‌دانل داگلاس ساخته شده‌اند، اشتباه گرفته شود. و به همين دليل، آنتژاك با سخنگوي بوئينگ تماس گرفت و او تائيد كرد كه هواپيماي ساقط شده يك ام‌دي- 83 بوده است.


سخنگوي بوئينگ همچنين اطلاعاتي درباره هواپيما درميان گذاشت – اين كه اين هواپيما تا به حال چند ساعت پرواز داشته است (25،584) و تعداد نشست و برخاست‌هاي هواپيما (14،345).


ساعت 7:16 دقيقه بعدازظهر آنتژاك نهمين ليد را روي خط فرستاد. يكي از نمايندگان خدمات مشتريان هواپيمايي آلاسكا اير در لوس‌آنجلس او را در جريان گذاشت كه هواپيما درباره نقص فني در بخش مربوط به تعادل‌گر افقي كه هواپيما را متعادل نگه‌مي‌دارد، گزارشاتي را پيش از سقوط ارسال كرده بوده است. تحقيقاتي كه در ماه‌هاي بعدي انجام شد، مشخص كرد، پيچ جك باله عقبي هواپيما كه به خاطر حفظ تعادل هواپيما از آن استفاده مي‌‌شود، هرز شده بوده است. به اين ترتيب اولين نشانه‌هاي علت سقوط هواپيما در كم‌تر از سه ساعت پس از آن‌كه پرواز 161 هواپيمايي آلاسكا از صحنه آسمان محو شد، روي خط خبر مخابره شد.


+++


صحنه سقوط در تابش چراغ قايق‌هايي كه عموما براي شكار هشت‌پاها در آن منطقه پرسه مي‌زدند، پيدا بود. وقتي قايق رنچر 85 به صحنه رسيد، گادر ساحلي به كنار آن آمد. افراد گارد ساحلي گفتند، ما به كمك شما احتياج داريم. ما به كمك تمام قايق‌ها احتياج داريم تا بتوانيم تكه‌پاره‌هاي هواپيما را جمع‌آوري كنيم.


سردرد ويلسون هنوز كم نشده بود. هوا سرد بود، و بوي زننده سوخت جت هوا را پر كرده بود. چشمانش ميخ‌كوب ماند. اعضاي قايق تور انداختند و تكه‌هايي از پرواز 261 را بالا كشيدند.


پشتي صندلي ها بود. تكه پاره‌هاي آهن، اندازه كف دست. وسايل توريست‌ها به چشم مي‌خورد: كلاه‌هاي مكزيكي، و ساز مكزيكي ماراكا. "يادگاري‌هاي ارزان‌قيمتي كه مردم عموما از مكزيك همراه خود مي‌آورند."


و بدتر از اين‌ها.


"يكهو يك لنگه كفش و يا تكه‌اي از بار مسافران ظاهر مي‌شد. ما يك لنگه كفش را به تور انداختيم كه يك پا داخلش بود ... تنه تكه پاره يك انسان بزرگترين تكه يك انسان بود كه بالا كشيديم.»


ويلسون مي‌گويد، صحنه‌ها براي اعضاي تيم شبكه تلويزيوني آنقدر مشمئزكننده بود، كه از رفتن به قسمت عقب قايق كه تور بالا كشيده مي‌شد، خودداري كردند. ويلسون اما ماند. تعليمات مخصوصي كه قبل از آن‌كه گزارشگر شود، ديده بود به او كمك مي‌كرد. او چهار سال به عنوان دستيار مامور پيگيري مر‌گ‌هاي مشكوك در لوس‌آنجلس كار كرده بود. يك بار در يك شب گذرش به 13 جسد افتاد، قربانيان آتش‌سوزي تصادفات رانندگي در بين اين اجساد قرار داشتند. "اين چيزها خوشايند نيستند، اما يك‌جوري آدم به‌شان عادت مي‌كند."


مي‌خواهيد توضيحات او روي قايق را بشنويد؟ شما اسير لحظه مي‌شويد. به خودتان مي‌گوييد كه قدمي به عقب برداريد كه از دريچه‌اي بازتر تمام تصوير را بگيريد ... يك‌جوري ادامه مي‌دهيد و خبرتان را مي‌گيريد.»


قايق به سمت ساحل بازگشت، و تلفن ويلسون وقتي به هشت مايلي ساحل رسيد دوباره به كار افتاد. او آنچه را كه ديده بود ديكته كرد. برخي از اين تصاوير زياد از حد براي خط خبر رنگ و لعاب داشت. آنتژاك مي‌گويد، اين كه بگوييد يك نفر تكه‌تكه شده بود، يا چيزي شبيه به آن كافي است، چرا كه توصيف دقيق ممكن است كه از نظر خواننده زياده از حد وحشتناك باشد.»


ليد پانزدهم و آخرين ليد براي روزنامه‌هاي صبح ساعت 3:17 دقيقه صبح مخابره شد:


 


اي‌ام- سي‌اي — سقوط هواپيما، ليد پانزدهم-متن كامل، 1145


هواپيماي مسافربري با 88 سرنشين در اقيانوس شمال غربي لوس‌آنجلس سقوط مي‌كند، با عكس‌هاي آسوشيتدپرس؛ گرافيك‌هاي آسوشيتدپرس


نوشته جف ويلسون


نويسنده آسوشيتدپرس


 


آكسنارد، كاليفرنيا (اي‌پي) — يك هواپيماي مدل ام‌دي-83 هواپيمايي آلاسكا كه با 88 سرنشين از مكزيك به سانفرانسيسكو در حال پرواز بود، دوشنبه در اقيانوس آرام در شمال غربي لوس‌آنجلس پس از ارسال گزارشاتي درباره بروز اشکال در كنترل هواپيما سقوط كرد. در لحظه اول تنها اجساد يافت شدند.


دايره بزرگي از تكه‌پاره‌ها در تلاطم امواج پونت موگو غوطه‌مي‌خورد، زماني كه هلي‌كوپترها و قايق‌هاي كوچك درست لحظه‌اي كه خورشيد داشت غروب مي‌كرد در اين نقطه تلاقي كردند. چند ساعت بعد، چراغ‌هاي نورانيِ قايق‌هاي صيد هشت‌پا تصويري جوهرآلود از سياهي را نمايان كردند، زماني كه قايق‌هاي ساحلي و يك كشتي نيروي دريايي داشتند همچنان جستجو را ادامه مي‌دادند.


«چند جسد پيدا شده است،» گارد ساحلي سروان چاك ديوريو گفت.


روي آب، ملوانانِ يك قايق ماهي‌گيري تكه‌هايي از اجساد را جمع‌آوري كردند، به همراه اسبا‌ب‌بازي‌هاي مكزيكي، يك حيوان خشك‌شده، يك كفش، تكه‌هاي صندلي هواپيما و بخشي از عايق‌ هواپيما. "خيلي آزاردهنده است، اما بالاخره يكي بايد اين كار را بكند،" ملوان ديويد سيرلز، 31، به گزارش‌گرهاي سوار بر قايق گفت.


يك قايق حمل تجهيزات با باري از تكه‌پاره‌ها پس از تاريكي هوا به بندر اونيم در همان نزديكي رسيد.


ساعت 4:36 دقيقه بعدازظهر گزارش داده شد كه پرواز 261 از پوئترو والارتا، مكزيك، به سانفرانسيسكو و سياتل سقوط كرده است، سخنگوي هواپيمايي جك اوانز گفت.


83 مسافر و 5 خدمه سوار هواپيما بودند، اوانز گفت. از مسافران، 32 نفرشان قصد سانفرانسيسكو را داشتند و 47 نفر قصد داشتند به سياتل بروند، سه نفر مي‌خواستند مسير خود را تا اوگين در ايالت اورگان ادامه دهند، و يك نفر ديگر قصد فربانكس در آلاسكا را داشت. دو خلبان در لوس‌آنجلس مستقر بودند و سه خدمه ديگر در سياتل مستقر بودند.


مسافران شامل سه كارمند هواپيمايي آلاسكا، چهار كارمند هواپيمايي اورايزن و 23 خانواده يا دوست بودند كه بين‌شان 7 كارمند و خدمه وجود داشت.


"ما هركاري را انجام خواهيم داد تا دقيقا بفهميم چه اتفاقي باعث اين حادثه شده است،" رئيس هواپيمايي آلاسكا جان كلي در يك كنفرانس خبري كه در اواخر شب در لوس‌آنجلس برگذار شد، در حالي كه اميد به يافتن بازماندگان داشت، گفت.


"من هميشه خوشبين هستم،" كلي گفت. "آنجا هوا سرد است و عمق آب زياد است. اين بهترين چيزي نيست كه در زندگي خواسته‌باشيد، اما پيش از اين معجزه هم رخ داده است."


كلي گفت خلبان 10 هزار ساعت سابقه پرواز با هواپيمايي آلاسكا داشته است و كمك‌خلبان 8 هزار ساعت تجربه داشته است.


محل سقوط هواپيما 40 مايلي شمال غربي فرودگاه بين‌المللي لوس‌آنجلس بود، حدود 10 مايل دورتر از ساحل بين بندر اصلي آكسنارد و جزيره آناكاپا.


در سانفرانسيسكو، چهار نفري كه در انتظار رسيدن پرواز بودند، توسط كاركنان هواپيمايي رد شدند. تعداد كمي از وابستگان، به فرودگاه بين‌المللي لوس‌آنجلس آمدند، جايي كه مورد مشاوره روان‌شناس‌ها و روحانيون قرار گرفتند، سخنگوي صليب سرخ امريكا برندا-ويكتوريا كاستيلو گفت.


"تمام نيروها به آنجا رفته‌اند تا شايد كسي را پيدا كنند،"گارد ساحلي كاپيتان جرج رايت گفت. "ما به طور فعال در جستجوي بازماندگان هستيم... در دماي 58 درجه فارنهايت انسان مي‌تواند زنده بماند. ما تا لحظه‌اي كه كاملا مطمئن نباشيم ديگر شانسي وجود ندارد، دست نخواهيم كشيد."


هواپيما گزارش داده بود نقص فني دارد و تقاضاي تغيير مسير كرده بود تا در فرودگاه لوس‌آنجلس فرود بيايد، مدير اجرايي اداره هواپيمايي فدرال دايانا جوبرت گفت. اجازه تغيير مسير صادر شده بود و لحظه‌اي كه هواپيما سقوط كرد به سمت فرودگاه لوس‌آنجلس پيش مي‌رفت، جوبرت گفت.


"رادار نشان مي‌دهد كه از ارتفاع 17 هزار پايي فرو افتاد و بعد از صفحه رادار محو شد،" سخنگوي فرودگاه سانفرانسيسكو ران ويلسون به شبكه تلويزيون كي‌آراوان در سانفرانسيسكو گفت.


يك جنگلبان پارك ملي در جزيره آناكاپا شيرجه هواپيما را ديد و اولين كسي بود كه آن را گزارش داد، سوزان اسميت در مقر پارك ملي در بندر ونچورا گفت.


"او ديد يك جت به سمت كانال سانتا باربارا پايين مي‌رود. بنا بر مشاهدات او دماغه هواپيما جلو بوده است،" اسميت گفت.


هوا در منطقه سقوط صاف بود. و آب دمايي حدود 50 درجه [فارنهايت] در اين موقع سال داشت. عمق آب در اين ناحيه بين 300 تا 750 فوت تخمين زده مي‌شود.


اوانز گفت خلبان كمي قبل از سقوط گزارش داده بود با "سيستم تثبيت سكان" مشكل داشته است.


اگر خلبان‌ها براي سكان‌دهي تثبيت‌گر افقي مشكل داشته باشند، اين به آن معنا است كه نمي‌توانند هواپيما را در سطحي كه ‌مي‌خوانند نگه‌دارند.


تثبيت‌گر با چرخاندن يك فرمان در كابين هواپيما متعادل يا "سكاندهي" مي‌شود. وقتي يك هواپيما درست سكان‌دهي شده باشد، دماغه هواپيما مسقيم خواهد بود، نه اين‌كه به سمت بالا يا پايين باشد.


اوانز گفت هواپيما تا پيش از اين مشكل سكان‌دهي نداشته است. او همچنين گفت هواپيما در يازدهم ژانويه يك بازديد فني رده پايين داشته است و يك بازديد اساسي‌تر هم به عنوان جزوي از عمليات نگه‌داري هواپيما در روزهاي آخر ژانويه انجام شده است.


ام‌دي-83 يكي از مدل‌هاي ام‌دي-80 است كه توسط شركت هواپيمايي تجاري مك‌دانل داگلاس ساخته شده است كه هم‌اكنون در شركت بوئينگ ادغام شده است.


جام تام، سخنگوي بخش داگلاس شركت بوئينگ گفت هواپيما مدل ام‌دي83 بود كه در مه 1992 به هواپيمايي آلاسكا تحويل داده شده است.


هواپيما 25 هزار 584 ساعت پرواز داشته است و 14 هزار 315 "چرخ" زده است، اوانز گفت. يك "چرخ" شامل يك برخاست و يك نشست مي‌شود.


اوانز گفت هواپيما آخرين بار يك‌شنبه سرويس شده بود، اگر چه او نتوانست نوع اين سرويس را مشخص كند. او گفت هواپيما چيزي به نام بازديد "اي" را در يازدهم ژانويه دريافت كرده است. و يك بازديد "سي" هم در سيزدهم ژانويه 1999 داشته است. او گفت بازديد "سي" جامع‌ترين نوع بازديد فني است، بازديد "اي" خلاصه‌ترين نوع است.


هواپيمايي آلاسكا يك شركت هواپيمايي پرطرفدار است كه در مسيرهايي در كرانه‌هاي غربي و به مقاصدي در مكزيك و كانادا پرواز مي‌كند.


اين هواپيمايي بيش از 80 هواپيما دارد كه شامل مدل‌هايي از رديف ام‌دي-80 و بوئينگ‌هاي رده 737 مي‌شود.


در اواخر سال 1998، نرخ متوسط پرواز هواپيماهاي هواپيمايي آلاسكا 7،6 سال بود كه جوان‌ترين هواپيمايي كشور به حساب مي‌آمد، بنا به گفته‌هاي هواپيمايي.


هواپيمايي آلاسكا در سال 1998 13.1 ميليون مسافر جابه‌جا كرد.


هواپيمايي آلاسكا كه تصويري شاخص از يك اسكيمو را روي دم هواپيماهاي خود حك كرده است، پرونده ايمني عالي‌اي دارد. به 40 شهر در آلاسكا، كانادا، مكزيك و پنج ايالت غربي سرويس مي‌دهد.


جديدترين سانحه هوايي در ايالت متحده امريكا كه يك مدل از هواپيماهاي رده ام-دي هشتاد در آن نقش داشته‌ است، مربوط به هواپيمايي آمريكن ايرلانز در ليتل راك آركانزاس در تابستان پارسال بود. يازده نفر كشته و 110 نفر زخمي شدند، وقتي يك ام‌دي-82 در باد و باران شديد، از باند پرواز خارج شد و آتش گرفت.


ام‌دي-80 يك مدل جت دو موتوره شبيه به مدل شناخته‌شده‌تر دي‌سي-9 است كه تنها يك راهرو دارد و يك موتور در هر سمت دم آن قرار گرفته است. اين مدل در سال 1980 وارد خدمت شد و حداقل پنچ نسخه مختلف دارد كه رده‌ها و تعداد صندلي‌هاي مختلفي را عرضه مي‌كند.


هواپيمايي آلاسكا كه مركز اصلي آن در سياتل مستقر است، پروازهاي معدودي را از پوئترو والارتا، يك اقامت‌گاه تفريحي در ساحل اقيانوس آرام در مكزيك به سن خوزه، سانفرانسيسكو و ديگر شهرهاي كاليفرنيا انجام مي‌دهد.


اين هواپيمايي در دهه 70 دو تا سانحه داشته است، هر دو در آلاسكا، بنا بر [سايت اينترنتي] Airsafe.com ، يك سايت اينترنتي كه آمار سقوط هواپيماها را مي‌گيرد.


در سال 1971، يك بوئينگ 727-100 كه به جونو نزديك مي‌شد به دامنه يك كوه برخورد كرد، پس از آن‌كه خدمه هواپيما اطلاعات گمراه‌كننده‌‌ي ناوبري دريافت كردند. تمام 104 مسافر و 7 خدمه كشته شدند.


در سال 1976، يك مسافر كشته شد، وقتي كه يك 727 پس از فرود در كچيكان از باند فرودگاه بيرون رفت.


در راه برگشت، ويلسون با شبكه تلويزيوني آسوشيتد پرس نيز تماس گرفت و درباره چيزهايي كه ديده بوده با او مصاحبه شد. وقتي به دفتر برگشت، بعد از نيمه‌شب، يك كنفرانس خبري از قبل پيش‌بيني نشده به راديو و تلويزيون داد. او به خانه بازگشت و بعد ساعت 5 صبح دوباره سر كار حاضر شد. در روزهايي كه در پي آمد، او به ساحل به دنبال تكه‌هاي هواپيما مي‌رفت كه ممكن بود آب‌ آن‌ها را به ساحل رانده باشد و همچنين از خانواده قربانيان مصاحبه مي‌گرفت.


پانزدهمين ليد آخرين ليد آن چرخه خبري بود. اما به هيچ‌وجه پايان اين داستان خبري نبود. اين خبر دوباره‌نويسي و چند بار به روز شد و براي روزنامه‌هاي عصر فرستاده شد، و اين كار در روز بعد و روز بعد از آن ادامه داشت. مديريت اخباري از اين دست به تنها فرستادن ليدهاي پي در پي ختم نمي‌شود.


گارتيس دستيار رئيس دفتر مي‌گويد، "به خصوص در تحريريه‌هاي 24 ساعته شما بايد برخي از افراد را از ماجرا بيرون نگه‌داريد كه سر حال بمانند تا بعدا از آن‌ها استفاده كنيد؛ بايد به برخي سفارش بدهيد كه گزارش‌هايي تهيه كنند كه بايد بعدا نوشته شود و نه در اين چرخه خبري. بايد براي افرادي كه در تحريريه حاضر هستند غذا تهيه كننيد و همچنين اسباب راحتي حضور گزارش‌گرها را در حوزه خبري فراهم كنيد."


فردال، نويسنده علمي، در پي اين اتفاق گزارش گر اصلي مسايل تكنيكي تحقيقات شد. او در كنار استفاده از ابزارهاي گوناگون به سايت‌هاي اينترنتي زيادي مراجعه كرد تا پرونده اين هواپيما را به دست بياورد.


تام وردين گزارشگر حاشيه‌اي درباره مسايل امنيتي درباره سقوط‌هاي به داخل اقيانوس نوشت. لئون درواين كيت اين وظيفه را بر دوش گرفت تا توصيفاتي مختصر از قربانيان به دست بيارود، در واقع تلاش براي اين كه تصويري از كساني كه در اين فضاي وحشت‌آلود جان خود را از دست دادند، ايجاد كند.


ويلسون سال بعد وقتي مراسم يادبود 88 قرباني را پوشش مي‌داد، از اين كه آن‌ها اين واقعيت دردناك را پذيرفته‌اند گزارش داد. وابستگان ديواري 40 فوتي ساخته بودند كه كه با عكس‌هاي مردمي كه لبخند بر لب داشتند و در كنار همديگر در 31 ژانويه 2000 كشته شدند، پوشيده شده بود. در جلوي ديوار برخي از اسباب و اشياي متعلق به قربانيان را چيده بودند: يك قايق كاياك مخصوص اسكيموها، يك پتوي نيمه بافته كه هنوز ميله‌هاي بافتي را بر خود داشت، كاسه‌هاي پودينگ، يك دست ورق.


ويلسون مي‌گويد، "با ديدن اين تصاوير پشت آدم تير مي‌كشيد (دل آدم ريش مي‌شد). شما متوجه مي‌شويد كه يا بايد خودتان را از اين قضيه دور نگه‌داريد، يا اين كه نمي‌توانيد كارتان را انجام دهيد. كار كساني كه به مرگ‌هاي مشكوك رسيدگي مي‌كنند هم از