تبليغاتX
زيرذره بين - منطقه بی نام و نشان اينجا كجاست؟/هفته نامه عطرياس/شماره101/سامان قدوسي _حميد رضا شاكري _پيمان ولي يي

كوچه‌هاي اينجا هنوز مثل يك روستا از خاك پوشيده شده است. كوچه‌هايي به ظاهر خلوت و ساكت. كوچه‌هايي كه خيلي وقت است گرد و خاكش مهمان خانه‌هاي اينجاست. تو فكر مي‌كني كه اينجا خبري نيست اما پشت اين بي‌خبري، پشت ديوار خانه‌هاي بي‌حساب قلب‌هاي پر از درد و رنجي در تپش‌اند. به ديوارخانه‌ها نگاه كردم رنگ همان كوچه‌ها بود. روي اين ديوارها چيزهايي نوشته شده است كه شايد به خاطر نبودن كاغذ و قلم و يا شايد ... اين كوچه‌ها سال‌هاست كه منتظر يك گردگيري‌اند. اما اين انتظار بيهوده است. مردم اين كوچه‌ها براي ابتدايي‌‌ترين امكانات زندگي در تكاپويند. در نااميديشان به رويايي‌شدن مي‌انديشند. روزها به هر دري مي‌زنند تا آرامش را بجويند و شب‌ها در حسرت نداشته‌ها چشم روي هم مي‌گذارند. چيزي عجيب راه گلويم را مي‌بندد، نگاه‌هاي معنادار اين مردمان ما را به اين فكر فرو مي‌برد كه چرا ...؟! پلاك‌ها، شماره ثبت شهرداري همه و همه نشان از شهر دارند، اما اين جا پشت پنجره نيمه باز چه دردمندانه مي‌خواهد كه به درد و دلش گوش فرا دهيم.
سكوت كوچه باران‌خورده و به گل نشسته را تنها صداي بچه‌ها در هم مي‌شكند و نگاه كودكي را دنبال مي‌كند كه در گوشه خرابه‌ با هواپيمايي كاغذي به روياي پرواز مي‌انديشد و مادر در هراس ‌آمدن فصل سرما روزگار مي‌گذراند.
تبسمي سرد بر لب‌هايمان مي‌نشيند و اين پرسش بي‌پاسخ ذهن كنجكاوم را به اين سو هدايت مي‌كند كه اين فاصله از كجاست؟
كودكي پشت صحنه رنگارنگ اينترنت و او پشت ديوار خرابه پي بازي كودكانه‌اش انگار همه اينجا را فراموش كرده‌اند. زباله‌هاي انباشته‌شده كوچه‌هاي سنگلاخي و خانه‌اي كه پرده‌ آبي رنگي آن را از كوچه‌ جدا كرده است. ما از حريم خانه مي‌گوييم و او از ... راه گريزي نيست نه براي شما. نه براي آنها و نه براي ما. اينجا جزيي از شهر توست شايد بي نشان مانده باشد اما اگر خوب گوش كني بشنوي صداي قلب مادري كه با دلهره فرزندش را به مدرسه مي‌فرستد و صداي ما را كه شايد هزاران بار بي‌تفاوت از اين خيابان عبور كرده باشيم.  اينجا، همين‌جاي اين هفته ما منطقه‌اي حاشيه‌اي و بي‌نام واقع در ابتداي جاده فراهان روبروي پتوبافي شمس. با مساحتي و جمعيتي كه حتي شهرداري هم از آن اطلاعي ندارد.
نگاهم به سمت زني جلب مي‌شود كه در جلوي يكي از خانه‌ها سبدي در دست دارد پر از لباس. مشغول پهن‌‌كردن لباس‌ها روي طنابي است كه به ديوار كوچه بسته شده است. به سراغش مي‌روم و سر صحبت را باز مي‌كنم. » زهرا « زني حدودا بيست و هشت ساله، داراي سه فرزند و هشت سال است كه در اين منطقه زندگي مي‌كند. از مشكلاتش مي‌پرسم. زهرا در جواب مي‌گويد: مهمترين مشكل ما در اينجا نبود گاز است و اين مسئله مشكلات فراواني را براي ما به وجود آورده است. به گفته زهرا آنها براي گرم‌كردم خانه خود به خصوص در فصل زمستان علاوه بر هزينه نفت با مشكل تهيه سوخت مواجه هستند. زهرا عنوان مي‌كند به غير از نفت بايد براي پخت و پز  از كپسول گاز استفاده كنيم كه براي تهيه آن نيز با مشكل روبرو هستيم. بارها براي حل اين مشكل به اداره گاز مراجعه كرده‌ايم اما هنوز نتيجه‌اي نگرفته‌ايم. » معصومه« از ديگر اهالي اين منطقه مشكل بعدي را وجود يك كنتور توزيع جمعي آب براي اهال بيان كرد و گفت: اين مسئله باعث بروز مشكلاتي شده است.
اول اينكه گاهي اوقات با كمبود فشار آب روبرو هستيم. دوم اينكه در پرداخت هزينه آن مشكل داريم. معصومه ادامه مي‌دهد كه يكي از ساكنين مسوول است كه براي پرداخت هزينه آن از هر نفر مبلغ هزار تومان جمع‌آوري مي‌كند حتي اگر يك نوزاد باشد.
بي‌اختيار توجهم به كنتورهاي برق جلب شد و خدا را شكر كردم كه ساكنين اين منطقه حداقل مشكل برق را ندارند. ظاهرا حدود دو ماه است كه اداره برق براي هر خانه يك كنتور برق نصب كرده و به گفته ساكنين قبل از آن از برق رايگان استفاده مي‌كردند و بعد از اينكه اداره برق آنها را جريمه كرده ناچار اقدام به تهيه كنتور كردند.
آمد و شد در اين منطقه دشوار است
بچه‌هاي ساكن اين منطقه نيز مشكلات خاص خود را دارند. مهمترين مشكل آنها از لحاظ آموزشي است، در محدوده اين محله مدرسه‌اي وجود ندارد و بچه‌ها مجبورند مسافت زيادي را تا شهرك‌هاي قائم و هجرت طي كنند تا به نزديك‌ترين مدرسه برسند و همين مسئله باعث به وجود آمدن مشكلاتي در عبور و مرور بچه‌ها شده است چون همانطور كه اشاره شد اين محله در كنار جاده فراهان قرار دارد و بچه‌ها بايد از جاده عبور كنند تا به مدرسه برسند، پل هوايي هم كه ديده نمي‌شود، سرعت‌گير هم كه وجود ندارد پس بنابراين مادران مجبور هستند كه هر روزه بچه‌ها را براي رفت‌ و آمد كمك كنند. ضمن اينكه فقط مشكل عبور و مرور مختص بچه‌ها نيست به گفته » علي« يكي از جوانان ساكن در اين منطقه، هر روز براي رفتن به محل كار با سختي روبرو است. علي عنوان كرد: اتوبوس شركت واحد تا اينجا نمي‌آيد، وسيله شخصي هم كم است و براي آمد و شد مجبوريم از تاكسي‌هاي مخصوص زندان استفاده كنيم كه معمولا صبح‌ها هستند، او ادامه داد اگر ماشين نباشد مجبوريم سوار ميني‌بوس‌هاي روستاهاي اطراف بشويم و در اين صورت كل هزينه مسير را پرداخت كنيم.
بهداشت نامناسب و كمبود امكانات رفاهي
از نظر بهداشت نيز منطقه ذكر شده داراي مشكلات فراواني است. به گفته ساكنين، شهرداري براي جمع‌آوري زباله در اين منطقه حضور پيدا نمي‌كند و مردم اين محله براي حل اين مسئله به سه راه متوسل شدند: اول اينكه زباله‌ها را بسوزانند كه خود نيز آغاز يك معضل و آلودگي محيط است. دوم: روش سنتي و قديمي دفن زباله. روش سوم: زباله‌ها را در محيطي كمي دورتر از منطقه سكونت خود انباشته مي‌كنند كه استفاده از اين مورد خود باعث بروز مشكلاتي ديگر شده است.از جمله ازدياد حيوانات موزي نظير موش كه خطري است بزرگ براي سلامت مردم منطقه علاوه بر موارد فوق عدم وجود سيستم فاضلاب نيز معضل ديگر مردم اين منطقه است و ساكنين براي حل آن اقدام به حفر چاه براي دفع فاضلاب در منازل خود كرده‌اند. رضواني از ديگر اهالي محل صحبت از مشكل ديگر كرد وي گفت: سر كوچه ما محل خريد و فروش گوسفند است و اين مسئله هم براي ما و هم براي فرزندانمان شرايط بسيار بدي را به وجود آورده است، چه از لحاظ بوي ناشي از آن و چه از لحاظ مضرات ديگري كه ممكن است از طرف اين حيوانات براي ما به وجود آيد. كمبود امكانات رفاهي در اين منطقه بيداد مي‌كند، ساكنين اين محله براي تهيه ابتدايي‌ترين مايحتاج خود نيز دچار مشكل هستند. به گفته آنها، ساكنين حتي براي تهيه نان و خورد و خوراك اوليه بايد به شهرك‌هاي اطراف مراجعه كنند، فراهاني از اهالي محل گفت البته مغازه‌اي در محل وجود دارد كه ما بتوانيم يك سري از احتياجات خود را تهيه كنيم، اما باز هم با مشكل مواجه هستيم اي كاش حداقل يك نانوايي در نزديكي اين محل وجود داشت كه ما براي تهيه نان اينقدر دردسر نكشيم. كودكان هم در اين ناحيه از عدم وجود امكانات رفاهي رنج مي‌برند، تمام جنب‌ و جوش و انرژي اين كودكان در يك تكه زمين خاكي كوچك در ميان همان كوچه‌ها تخليه مي‌شود و اين زمين خاكي همه‌چيز اين كودكان است البته در فصل گرما. فراهاني ادامه داد براي ما آقايان به خصوص جوانان ديگر وقتي براي تفريح و سرگرمي باقي نمي‌ماند زيرا از صبح تا شب مشغول كار هستيم. از حرفه و كارشان پرسيدم در جواب گفت: اكثر مردهاي هم محله‌اي ما كارگر روزمزد هستند و شغل ثابتي ندارند برخي نيز چوپاني مي‌كنند و برخي ديگر به جمع‌آوري ضايعات مشغول هستند. زن‌هاي اين محل هم براي كارخانجات غذايي مجاور كارهاي بسته‌بندي و نظافت برخي مواد غذايي را انجام مي‌دهند تا شايد كمكي به وضعيت مالي خانواده خود كرده باشند ولي چيزي كه مهم است هيچ‌كدام از اين كارها ثابت نيست و همه نگران تامين معاش هستند.
نبود معضل اعتياد ،تنها نقطه عطف منطقه
از ديگر معضلاتي كه محله روبروي پتوبافي با آن درگير است و ساكنين از آن گله مند بودند وضعيت بد كوچه‌هاي آنجاست كه رفت و آمد را براي ساكنين به خصوص در فصل بارندگي مشكل كرده است. كوچه‌ها تماما خاكي است و در هنگام بارندگي تبديل به كوچه‌هاي گلي مي‌شود و آب باران در چاله‌هاي بسيار زياد كوچه‌ها جمع مي‌شود به طوري كه آمد و شد را در اين ناحيه بسيار دشوار مي‌كند.
وقتي كه به خانه‌ها نگاه مي‌كردم شرايط امنيتي مناسبي را نديدم اين مورد را از اهالي جويا شدم، يكي از اهالي كه علاقه‌اي به عنوان اسمش نداشت گفت: سه سال است كه در اين منطقه سكونت دارم سرقت آنچناني تا به حال ديده نشده است به خصوص اينكه اكثر اهالي همديگر را مي‌شناسند و روي يكديگر شناخت دارند ولي معمولا كسي خانه‌ها را تنها نمي‌گذارد فقط تا دلتان بخواهد در اينجا كابل دزدي رواج پيدا كرده است و گاهي در فصل زمستان مقداري نفت و سوخت روزانه‌مان به سرقت مي‌رود كه اميدواريم نيروي انتظامي در اين مورد اقدامات خود را اعمال نمايد. ضمن اينكه گشت نيروي انتظامي نيز به ندرت ديده مي‌شود و فقط هنگام دستگيري و يا سوال از افراد منطقه است كه آنها را مي‌بينم. اصلا فكر مي‌كنم نيروي انتظامي اين منطقه را فراموش كرده است از او در مورد وضعيت اعتياد پرسيدم وي گفت: من مناطق حاشيه‌نشين ديگر را هم رفته حتي يك سال در باغ خلج زندگي كرده‌ام وضعيت اينجا به مراتب بهتر است و كمتر معتاد ديده مي‌شود ولي با توجه به دور بودن محوطه آموزشي مناسب و دشواري‌هاي ديگر و مهاجرت‌هاي متوالي به اين منطقه اصلا بعيد نيست كه اين معضل هم پا به اينجا باز كند، اين مسئله همه اهالي را نگران كرده است.
اين منطقه نياز مبرم به رسيدگي دارد
هنگام خروج از اين منطقه بي‌نام وقتي از ساكنين سوال كرديم كه براي حل مشكلات خود به ارگان‌هاي مربوطه به خصوص شهرداري مراجعه كرده‌اند يا خير در جواب پاسخ ندادند، بارها و بارها مراجعه شده است ولي نتيجه‌اي نگرفته‌ايم ضمن اين كه اينجا از شهر خيلي دور نيست و در مسير جاده قرار دارد و مسوولين به راحتي و سهولت مي‌توانند به اين منطقه سركشي كنند و از نزديكتر شاهد شرايط بد محيط زندگي ما باشند در انتها يكي از ساكنين گفت: در اين چند سال اخير فقط هنگام راي‌گيري و انتخابات است كه مسوولين را ديده‌ايم ولي بعد از آن ديگر خبري از آنها نمي‌شود.
با اين اوصاف حاشيه‌نشين‌ها همواره مشكل دارند و محروميت جزئي از زندگي آنهاست و با توجه به اينكه سراسر در محروميت و بي‌عدالتي به سر مي‌برند ولي هيچ‌گونه اقدامي در جهت بهبود روند زندگي آنان انجام نمي‌شود، مردم اين منطقه بي نام و نشان فقط درخواست‌هاي شهروندي دارند، درخواست‌هايي كه بسيار عادي است و قطعا اجراي آن براي مسوولان خيلي دشوار نيست و اعمال آن فقط نياز به اندكي توجه دارد ضمن اينكه مصوبه شوراي شهر اراك در مورد محدوده شهري بودن منطقه فوق در حدود هفت ماه پيش به تصويب رسيده است ولي متاسفانه ساكنين از كوچكترين خدمات شهري بهره‌مند نيستند به خصوص اينكه اين منطقه نسبت به مناطق ديگر حاشيه‌نشين اراك از گزند بسياري از عوامل خلاف كه منجر به انحرافات مي‌گردد در امان است و رسيدگي به معضلات اين منطقه نياز به عملكرد سريع مسوولان دارد.  اميد كه مدعيان عدالت و مهرورزي با شناسايي اين مناطق از ميلياردها تومان بودجه عمران شهري سهمي براي اين مناطق در نظر بگيرند. منتظر پاسخ مسئولان مربوطه هستيم.

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت توسط سامان |